شهلا آبنوس در گفتگوی اختصاصی با هنرلند- بخش دوم

«از آن هجده ماه و هفت روز» رمانی است در مورد جنگ تحمیلی که در شش ماه به چاپ دوم رسیده است. هنرلند به همین دلیل مصاحبه ای اختصاصی با خانم شهلا آبنوس نویسنده کتاب داشته است که در دو بخش تقدیم حضورتان می‌شود.

گفتگو با شهلا آبنوس (بخش دوم)

آناهیتا برزویی

هنرلندبه عنوان یک نویسنده که شاغل هم هستید روزانه چند ساعت می‌نویسید؟و چند ساعت مطالعه می‌کنید؟چند ساعت در فضای مجازی هستید؟چند ساعت در خدمت خانواده هستید؟

راستش من نویسنده تنبلی هستم .میانگین نوشتنم در روز شاید سه یا چهار ساعت باشد اما حدود پنج الی شش ساعت در روز مطالعه می‌کنم. در حال حاضر تنها کار من ، بعد از نوشتن داستان ، نوشتن مقاله و فراگیری مکاتب ادبی است. بقیه روز در خدمت خانواده هستم. تفریح نشاط آورم هم شرکت در جلسات ادبی است. فضای مجازی هم جزئ لاینفک زندگی ماست و سرجمع دوسه ساعت وگاه بیشتر و کمتر وقتم را به خود اختصاص می‌دهد.

هنرلندارتباط نوشته‌ها و مخاطبانتون رو چگونه ارزیابی میکنید؟

خب به برکت همین فضاهای مجازی بازخورد مخاطب را برای کتاب‌های خود می‌بینیم اما یکی از راه‌ها این است که وقتی کتابی به چاپ بعد می‌رود دراین وانفسای کتاب نخوانی ،خو شحال می‌شوم که کتابم مورد اقبال مخاطب قرار گرفته است. همیشه از مخاطب و خواننده‌هایم سپاسگزارم که وقت شان را برای خوندن داستان‌هایم می‌گذارند. اگر مخاطب نباشد من برای چه کسی بنویسم؟ برای همین مخاطب برای من همیشه محترم است.

هنرلندآیا به نظر خودتان با مخاطب خوب ارتباط برقرار کرده اید؟راضی هستند؟

من سعی خودم را می‌کنم که درداستان،چه داستان کوتاه وچه رمان، با مخاطب ارتباط بگیرم حالا اگر جاهایی موفق نشدم خب باید سعی و تلاش بیشتری بکنم.برای همین انتقاد پذیر هستم و سعی می‌کنم کاستی‌ها را درآثار آینده نداشته باشم

هنرلندسوال دیگرم اینکه چرا فقط با یک نشر کار نمی‌کنید؟ آیا به شما سفارش می‌دهند یا خیر؟

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

من برعکس خیلی از دوستانم باناشرهای مختلف کار کرده ام و راضی هستم از این موضوع. چون کارهایم متفاوت بوده به نظرم هرکار باید به ناشری سپرده شود که کننده آن کار است وگرنه دیده نمی‌شود .مجموعه داستان کوتاه مخاطب و نشر خاصی می‌طلبد حتا در رمان هم با ناشرهای مختلف کار کرده ام .

شهلا آبنوس

هنرلندآیا شما تعریفی برای نوشته‌های زرد،رمان زرد ،داستان زرد و اینجور کلماتی که این روزها در نقد ادبی مطرح میشن دارید؟

شهلا آبنوس: من سوالی از شما دارم .آیا شما قیمه بادمجان را بین خورش‌ها ترجیح می‌دهید یا فسنجان؟ راستی چرا دوستان مان مثل شما یا من لباس نمی‌پوشند؟ یقینا جواب این سوال‌ها را همه می‌دانند. برای من داستان داستان است . زرد وقرمز ندارد. یک خواننده خسته از امور جدی دنیا به کتاب پناه می‌برد می‌خواهد با خواندن یک عاشقانه ای سرراست به آرامش برسد که شاید از نظر ادبیات جدی زرد خوانده شود. چه اشکالی دارد که او کتاب راحت و آرامی‌بخواند ؟ آیا این بهتر از کتاب نخواندن نیست؟ آیا ادبیات جدی خواننده اش را ازدست می‌دهد؟ به نظر من معلوم نیست او اگر این کتاب را نخواند یقینا می‌رود و ادبیات جدی می‌خواند اما این امید هست که با خواندن این نوع ادبیات ، سطح خود را ارتقا بدهد و به طرف ادبیات جدی برود. راستش از خدا پنهان نیست یکی از آرزوهای من است که نویسنده پرمخاطب باشم. دوست دارم مخاطب را جذب کنم البته نه به هرقیمتی . اما به هرحال داستان در هر گونه ای که باشد مخاطب خودش را پیدا می‌کند و هیچ کس جای دیگری را در این دنیای بزرگ تنگ نمی‌کند.

هنرلندسوال آخر:آخرین حرفها و توصیه‌های خانم آبنوس برای نویسندگان و مخاطبانشان

خداوند دوگوش داده تا دوبرابر آنچه که از یک زبان می‌گوییم گوش کنیم.من همین الگو را برای خودم دارم دوبرابر که نه ،حتی خیلی بیشتر از آنچه می‌نویسیم باید بخوانیم. کم خوانی معضلی که بعضی از نو قلم‌های عزیز گرفتارش هستند .
همیشه از مخاطب‌های عزیزم سپاسگزارم که در این وانفسای تنگ وقتی و مسائل دیگرمارا برای خواندن انتخاب کرده اند.

هنرلندآیا اکنون مشغول نوشتن کتاب جدیدی هستید؟

شهلا آبنوس : کسی بامن عکس نمی‌گیرد ، رمانی است که با روایت‌های موازی گفته می‌شود و تعجبی ندارد به خاطر علاقه ام به موضوع جنگ یکی از این روایت‌ها در جنگ است . علاوه بر داشتن روایت وخرده روایت‌هایی که سعی شده برای مخاطب جذاب باشد کمی‌هم روی فرم متمرکز شده ام. امیدوارم که تا آخر امسال بتونم به سرانجام برسانم .

هنرلند از شما تشکر می‌کنیم برای شرکت در این گفتگو

من هم ممنونم از لطف وحوصله تون.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.