شقایقها نمی میرند | شمیمی از گلهای ناشکفته ی کردستان

نگاهی به اتوبیوگرافی گلاله رحمتی

شقایقها نمی میرند | نگاهی به اتوبیوگرافی گلاله رحمتی| علیرضا دباغ | سرزمین هنر | کتاب | ادبیات | داستان | شمیمی از گلهای ناشکفته ی کردستان

گلاله ی رحمتی نویسنده ی جوانی است که اولین گام خود در مقام نویسندگی را با سفر به خاطرات دوران کودکی و نوجوانیش آغاز کرده است. سفری پر از زیباییهای طبیعت بکر کردستان و سقز و مهاباد و رشته کوههای زاگرس غربی . سفر به عمق زندگی مردمی که در کوران حوادث ، پای بست برخی سنتهای تبعیض آمیز دیرین جنسیتی مانده اند که گلهای بسیاری را ناشکفته پرپر کرده است.

شقایقها نمی میرند

داستان با بیانی حسرت آمیز از صفای روزگار دیرین آغاز می شود. از فضایی نوستالژیک که سراسر عشق و صفا و محبت است. نویسنده در این بخش آنقدر از صفای دوران گذشته به نیکی یاد می کند که انگار آنچه امروز می بینیم در برابر زیباییهای سه دهه ی پیش جغرافیای داستان زشت و سیاه است. این جس نوستالژیک می توانست قابل قبول باشد مشروط برآنکه داستان با همین روند پیش می رفت، اما آنچه می خوانیم فضای دیگری را می گشاید.

فضایی که بعد از آن مقدمه ی زیبا و دریغهایی که از صفای گذشته و بی صفایی امروز به خوانندگان معرفی می شود، فضایی آکنده از خشونت و ظلم به زنان و دختران پاک و معصومی است که نمی توانند در آن فضای با صفا، زندگی شیرینی داشته باشند. عوامل متعددی دست به دست هم می دهند تا این فضای روشن، به تاریکی و ظلمت شب برای زنان و دختران تبدیل شود.

نقش مردها در کتاب «شقایقها نمی میرند» در تلخکامی زنها بسیار پررنگ است. آنچنان که مرد نه در مقام پدر بلکه در جایگاه ارباب-رعیتی به دختران خود می نگرد. آنها را بدون مشورت و رضایتشان به خانه ی مردانی می فرستد که آنها نیز به جای نگاه مهربانانه به همسر، با نگاه متکبرانه و زورمدارانه زندگی شان را به جهنم تبدیل می کنند.

رجمتی با قلم شیوای خود چنان سوزناک روایت رنج زنان را به تصویر می کشد که مخاطب هر لحظه دعا می کند این سرنوشت شوم برای هیچ بانوی دیگری تکرار نشود. اما این اتو بیوگرافی نقصهایی نیز دارد.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید
شقایق ها نمی میرند
شقایق ها نمی میرند نوشته ی گلاله رحمتی

 

اتوبیوگرافی گلاله رحمتی

شقایقها نمی میرند در واقع اتوبیوگرافی گلاله رحمتی است. اتوبیوگرافی (Autobiography) یا خودزندگی‌نامه، به نوشته ای روایی گفته می شود که نویسنده با قلم خویش  زندگی خود را برای خوانندگان حکایت می کند. رحمتی در این اتوبیوگرافی به خوبی احساس خویش را از حس زنانگی و محیط مردسالارانه ای که در آن کودکی و نوجوانی خود را سپری کرده است بیان کرده است. حسن این اتوبیوگرافی در شیوایی این قلم در توصیف لحظات خاص نهفته است؛ اما آنگونه که انتظار می رود بی طرف نیست.

سوای نگاه کاملاً زنانه ، و رگه های اندیشه های فمینیستی که بر کلیت متن سنگینی می کند، رحمتی نتوانسته است در متن از نگاه راوی اول شخص به خوبی استفاده کند. به این معنا که گاه احساس می شود راوی از اول شخص به سوم شخص تبدیل می شود و همین تبدیل گاه و بیگاه راوی به یکدستی این اتو بیوگرافی لطمه می زند.

دو داستان با یک عنوان

سوای ارزشهای این کتاب، ایراد دیگری که بر این داستان وارد است، انتخاب اسمی است که پیشتر بر کتاب دیگری نقش بسته است. در سال ۱۳۸۳ انتشارات مرسل کتابی با همین نام به قلم لیلا شجاعی زاده منتشر کرده است و جا داشت انتشارات گنجینه ی خرد که کار انتشار کتاب گلاله  رحمتی را بر عهده داشته است، این نکته را به نویسنده یاداوری می کرد. هرچند نویسنده ی محترم در انتخاب نام داستان خویش مختار است اما باید اذعان کرد که تغییر این نام تکراری ، نه تنها از ارزش این داستان نمی کاست بلکه به اعتبار آن نیز می افزود.

به هرحال باید به گلاله ی رحمتی برای نگارش شقایقها نمی میرند به عنون اولین کتابش تبریک گفت و برای وی آرزوی موفقیت بیشتر کرد. از آنجا که مؤسسه ی فرهنگی هنری تصویر سیمای شرق به عنوان یک مؤسسه ی سینمایی صاحب امتیاز این اثر می باشد ساخت فیلم یا سریال از این اثر دور از انتظار نیست. اگرچه لازم است پیش از اجرای این تصمیم، نویسنده ی محترم با وسواس بیشتری به بازنویسی متن اقدام کند یا دست نویسنده ی فیلمنامه را برای تغییرات اساسی در متن باز بگذارد.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × چهار =