شبی با غریبه‌های همیشگی ِ حسین پرستار

محمد آقازاده

شب است و من برای دیدن “غریبه‌های همیشگی ” «حسین پرستار» به سمت تماشاخانه «ماه» می‌رفتم .آدرس که داشتم کمی‌آشفته ام کرد.در ورودی را نمی‌یافتم.ماشینی جلوی پایم ایستاد و سلامی‌شنیدم ،در تاریکی نشناختم. «حبیب اسماعیلی» بازیگر شناخته شده بود ، دیدنش خوشحالم کرد . او هم مثل من با پرستار دوستی دیرپایی داشت و معلوم بود حرمتی این دوستی را دارد.

پرستار را از قبل از انقلاب می‌شناسم ، مردی آرام و صبور و عاشق تاتر و سینما ، زندگی اش را از راه دیگر اداره می‌کرد تا بتواند در حرفه یی که دوست دارد بماند و من بعد از دیدن نمایش این را خطاب به تماشاگران گفتم ، دوام آوری او در صحنه هنر را معجزه می‌دانم.

مثل بسیاری دیگر اگر سینما و تأتر به شاکله‌های حرفه یی خود وفادار می‌ماند به جای سلبریتی‌های دو زاری که بیشتر به جای هنرمند بودن، تنها کراش آنها می‌شوند که از سینما و تأتر تنها ستاره‌های باسمه یی را می‌طلبند و عکس یادگاری با آنها گرفتن را ، او جایگاه مهمتر و بهتری هم در سینما و هم در تأتر می‌یافت.

نمایش«غریبه‌های  همیشگی» را “شهرام کرمی” قلمی‌کرده است که سالها دوست و همکار من بود؛ نمایش برای من زنده است ، همه زندگی ام در فضایی گذشته که اعتقاد به دعا و نذری در میانه همه رنج‌ها ، نتوانستن‌ها و شکست‌ها بارقه یی از امید بر می‌انگیزد و تسلایی می‌شود در جهان بی تسلا ، نمایشی جمع و جور و ساده و قابل احترام است ،سالهاست روی رابطه دعا و انسان از منظر معرفت شناسی کار کردم و امروز همه آنچه بر وقوف یافته ام در ذهنم بیدار شد . فرصت کنم در موردش می‌نویسم .

نمایش غریبه‌های همیشگی
نمایش غریبه‌های همیشگی

داستایوسکی از نیاز انسان به معجزه سخن می‌گوید که منطق دو دو تا چهارتا  را بشکند؛ و از مادیت امور جهان شبیه رؤیای درماندگان شود ، نمایش بر آن است تا نشان دهد معجزه استعلایی هم داریم که از مادیّت عبور می‌کند و خصلت آن جهانی می‌یابد.

ما در تشخیص رموز پنهانی انسانها کم کار کرده ایم و تأتر گریزی از آئین‌ها ندارد و تعزیه خوانی به تمامی‌به این مهم می‌پردازد.

با حس خوبی و پیاده به خانه باز می‌گردم…

حرمت دوستی در میان ما کم شده است…

باید این حرمت‌ها را باز به یاد آورد

ممکن است شما دوست داشته باشید
1 نظر
  1. M.K می گوید

    باتشکر از معرفی این اثر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.