شبیه آنچه در بهار بوییدیم

مصاحبه با سجاد قنواتیگفتگو با سجاد قنواتی

به عنوان اولین سوال، مایلم در مورد رمان اولتان بدانم. آن را در چه ژانری و با چه درون مایه ای نوشتید؟

رمان “رقص مرداب” ژانری عاشقانه پلیسی داشت. همراه با درون مایه اجتماعی. سعی کردم بیش از همه به مسائل انسانی بپردازم. مشکلات و پیشامدهای نوجوانان و جوانان را بیان کنم اما در پس زمینه و بستری روانشناسی. شاید برای یک نویسنده نوزده ساله در آن زمان عنصر حادثه حرف اول را می‌زد. برای مخاطب‌هایی هم سن من تب و تاب و کشش داستان شرط بود. یک داستان صرفاً عاشقانه نمی‌توانست آنها را جذب کند. از طرف دیگر یک داستان جنایی مخاطب خاص میطلبید و هدف من تشویق هم نسل‌هایم به کتاب خوانی بود. راه را در همراه کردن ژانر پلیسی با دیگر ژانرها یافتم. خوشبختانه با توجه به بازخورد مخاطب‌ها کار قابل قبولی از آب درآمد.

 کماکان تمام نویسنده‌ها با مشکل چاپ رمان اول مواجه هستند. آیا شما هم در گرفتن تاییدیه نشر، با چنین مشکلی مواجه بودید؟

بله، بی شک. متاسفانه بسیاری از نشرها بازدهی مالی را اولویت اول قرار می‌دهند و این موضوع باعث می‌شود مواردی به غیر از نثر و سبک نویسنده را درنظر بگیرند. گاهی نویسنده متوجه می‌شود که از لحاظ شهرت، تعداد صفحات اثر و حتی جنسیت خود مورد قضاوت قرار گرفته است. چون مثلا در یک سبک خاص بانوان نویسنده بیشتر طرفدار دارند در آن نشر جایی برای آقایان نیست و البته برعکس. برخی آثار هستند که اگر نام نویسنده مشهور را از آن اثر حذف کنیم حتی توسط نشر همان نویسنده رد می‌شوند.

 از رمان دومتان بگوید ، رویکرد و سبک آن چگونه است و بازخورد مخاطب را با آن چگونه دیدید؟

“شبیه آنچه در بهار بوییدیم” اواخر پاییز نود و شش به چاپ رسید. رمانی با چهار فصل که راوی هر فصل یکی از شخصیتهای اصلی داستان است. رمان از نیمه دوم ژانر معمایی به خود می‌گیرد و مخاطب را به شیوه ای متفاوت با نیمه اول غافلگیر میکند. “شبیه آنچه در بهار بوییدیم” کتاب موزیکال من است. کتابی پر از حسهای متفاوت، امید در اوج ناامیدی و زندگی کردن برای بودن نه برای گذران عمر. خوشبختانه این رمان با استقبال خوب مخاطبان روبرو شد و در مدت دو ماه به چاپ سوم رسید.

سجاد قنواتی
سجاد قنواتی

 چطور می‌توانید بین نوشتن و ادبیات، و رشته ی تحصیلی تان، تعادل زمانی ایجاد کنید؟

مطالعه نکردن و به روز نکردن علم در رشته پزشکی ممکن است تاوان بزرگی داشته باشد. تاوانی که دیگران برای ناکارآمدی من می‌پردازند. پس نمی‌توانم به هیچ وجه در این راه سستی و کم کاری کنم. ازسوی دیگر به ادبیات بسیار علاقه دارم. سعی می‌کنم زمانم را مدیریت کنم و نویسندگی را جایگزین تفریحاتم کنم. شاید روابط دوستانه و خانوادگی ام محدود شده باشد اما هر هدفی، بهایی دارد.

 آیا در نظر دارید بعد از به پایان رساندن دوره ی دکترا، به طور جدی تر در نوشتن فعالیت داشته باشید؟

جدی تر و پرکارتر. نوشتن برای من لذت بخش ترین کار دنیاست. همه ی خشم‌ها، شادی‌ها، هیاهو و حسهای ناب من در جهان داستان گنجانده می‌شوند. شما هیچ راهی را برای گفت و گو با نسل‌های مختلف، بهتر از کتاب پیدا نمی‌کنید. با کتاب می‌شود بارها زندگی کرد. متولد شد و به بی نهایت رسید. آرامش برای من در نوشتن خلاصه می‌شود.

 آیا در حال حاضر رمانی در دست چاپ یا نگارش دارید؟

رمان سومم را تابستان گذشته به پایان رساندم. از آن جایی که سبک آن با کارهای پیشینم بسیار متفاوت است و البته درونمایه و هدف داستان برایم اهمیتی بیشتر از یک نویسنده در رابطه با اثرش دارد، تصمیم گرفتم کمی‌دست نگه دارم و پس از گرفتن بازخورد رمان “شبیه آنچه در بهار بوییدیم” دوباره بازنویسی اش کنم. حس و نگاه این کتاب کاملا متفاوت است. برای نوشتنش شیره جانم را طلب می‌کند.

 فکر می‌کنید بتوانید از رشته ی تحصیلی تان در نوشتن داستان بهره ببرید؟

ناخودآگاه از آن بهره می‌برم. روزانه با بسیاری از مشکلات روبرو هستم که نمی‌توانم ساده از کنار آن‌ها بگذرم. مشکلات و بیماری‌هایی که اگر فرد کمی‌آگاهی داشت هیچ گاه با آنها مواجه نمی‌شد. وقتی می‌توانم با قلمم از بسیاری ناهنجاری‌ها پیشگیری کنم، چرا منتظر بمانم تا به عنوان یک پزشک به من مراجعه کنند؟ جامعه ای که در آن مطالعه و آگاهی باشد، کمتر به درمان نیاز دارد.

کلام آخر سجاد قنواتی:

بسیاری از دوستان تازه کار با من ارتباط می‌گیرند تا در راه نویسندگی به آنها کمک کنم. همیشه اولین سوال من مشخص است. در سال چقدر مطالعه می¬کنید؟ آخرین کتابی که مطالعه کرده اید چه زمانی بوده؟
در کمال ناباوری تقریباً همه جواب یکسانی دارند. میزان مطالعه بسیار پایین یا حتی از آن گریزان، در حالی که دست به قلم هستند و در فضاهای مجازی فعال.
باور کنید قبل از یک نویسنده ی حرفه ای بودن باید خواننده ای حرفه ای بود. حاصل نوشتن بدون مطالعه همین ادبیات شلخته پرغلطی می‌شود که در فضای مجازی با آن روبرو هستیم و هر روز بیشتر گسترش می‌یابد.
در پایان تشکر می‌کنم از شما و سایت خوب هنرلند. سپاس فراوان

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.