سیروس گرجستانی هم از دست زندگی گریخت

 

سیروس گرجستانی هم از دست زندگی گریخت | سیدرضا اورنگ |«مخمصه» نام یک مجموعهٔ تلویزیونی با کارگردانی فرهاد مجدآبادی بود که نوروز ۱۳۶۳ از شبکه ۱ صداوسیما پخش شد. مطمئناً برخی این سریال را به یاد می آورند و اکثریت نیز اصلا نام آن را نشنیده اند.

یادی از سریال مخمصه با بازی سیروس گرجستانی


در این سریال که قصه ساده ای هم داشت،مرحوم سیروس گرجستانی بازی می کرد. وی در «مخمصه» تکیه کلامی داشت که مدت ها ورد زبان مردم آن دهه بود: «لوله کشی آب رحمت آباد چه شد؟» از همان زمان بود که بازی مرحوم گرجستانی به چشم مردم آمد، هرچند که سال ها فعال بود و پیش از انقلاب نیز در دو فیلم سینمایی بازی کرده و در صحنه تئاتر نیز فعالیت چشمگیر داشت. حقیر ابتدا روی صحنه تئاتر وی را دیدم و با توانایی اش آشنا شدم.
تعداد فیلم ها،سریال ها و تئاترهایی که سیروس گرجستانی در آنها نقش آفرینی کرده بسیار است،اما اکثر مردم او را با سریال های کمدی که در آنها وی نقش محوری داشت به یاد می آورند که شاید مهم ترین شان «متهم گریخت» بود.

تمام طول جوانی را مقابل دوربین بود یا روی صحنه،اما اکثر مردم مرحوم گرجستانی را در زمان کهولت شناخته و به توانایی بازیگری اش در هر نوع نقشی پی بردند. وی با اینکه بازیگر قدری بود با تجربه ای فراوان،اما معلوم نیست به چه دلیلی هرگز به عنوان هنرپیشه درجه اول شناخته نشد،حتی وزارت ارشاد نیز به وی مدرک درجه ۲ هنری اهدا کرد.

این مدارک و نشان ها که روی کاغذ یا فلز حک می شوند مهم نیست،مهم حک شدن در دل و ذهن مردم است که نام زنده یاد سیروس گرجستانی با هنرنمایی های حرفه ای و جذابش در قلب مردم حک شده و از بین رفتنی هم نیست.

سیروس گرجستانی و مکتب گیلان

وی جزو انبوه بازیگران و هنرمندانی بود که تعلق به مکتب گیلان داشت. این سرزمین را با وجود پرورش این همه هنرمند و تحویل آن به جامعه باید مهد فرهنگ ایران دانست که به واقع چنین نیزهست.
سیروس گرجستانی هم از دست زندگی گریخت و دیگر دست بنی بشری به او نرسیده و نخواهد رسید،آیا جامعه هنری ، دانشگاه ها و مراکز هنری از دانش و تجربه وی بهره بردند؟

آیا از او دعوت کردند تا تجارب گرانقدرش را به دانشجویان و هنرجویان سینما و تئاتر انتقال دهد؟ تا آنجا که می دانیم،هرگز.پیش از گرجستانی نیز بازیگران بزرگی از دنیا رفتند که فرصتی ایجاد نکردند تا آنان بتوانند هنر بازیگری،تکنیک و تجربه های خود را به نسل جوان منتقل کنند.

بازیگران این چند نسل اخیر سینما،تئاتر و تلویزیون ایران دچار ضعف های شدیدی هستند که مهم ترین دلیل آن بهره نبردن از تجارب هنرمندان نسل های پیش از خود است.برای بازیگر و هنرمند شدن،تنها دانشگاه رفتن و پارتی داشتن کافی نیست،باید در مقابل استادان فن زانوی تلمذ بر زمین بزنند و مدام بیاموزند تا خود نیز استاد فن شوند.
متأسفانه مدیران عرصه هنر ایران و اولیای دانشگاه ها و مراکز آموزشی،به بزرگان هنر این مملکت و تجربه های گرانقیمت شان اهمیتی قائل نبوده و نیستند.به خاطر همین است که سال هاست مراکز آموزشی هنر،خروجی مناسبی نداشته و ندارند.اگر به این رویه ادامه دهند،دیری نخواهد پایید که در این کشور فرهنگ خیز،اثری از هنر و هنرمند باقی نماند.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سه × 2 =