سعید ناظمی‌| می‌نویسم پس هستم | قسمت اول

سعید ناظمی‌وقتی قید خواندن دوره مهندسی مکانیک را در دانشگاه زد و به سمت روزنامه نگاری کشیده شد هیچ گاه فکر نمی کرد که یک داستان نویس شود. حتی شعرهایش را که سال به سال می نوشت جمع آوری نکرد و اگر توصیه اطرافیان نبود به چاپ آن‌ها هم اعتنایی نمی کرد. خاتم کاری و معرق را به مدت پانزده سال در اصفهان فرا گرفت و وقتی استادکار شد این کار را رها کرد و وارد دانشکده مهندسی شد. رموز خوشنویسی را هم از سال 1372 از یگانه استادش، استاد شادمان فرا گرفت و آن قدر نوشت تا به توصیه استادش در امتحانات انجمن خوشنویسان شرکت کرد و مدرک گرفت. اما روزنامه نگاری عشق پیوسته او بعد از همسرش بود. این عشق او را به تحصیلات تکمیلی سوق داد و مدرس دانشگاه در رشته علم ارتباطات شد. روزنامه نگار پیشین اکنون روزنامه نگاری درس می دهد و داستان می نویسد و کتاب چاپ می کند. خط چهارم، کتیبه‌ها و این آخری،‌ رنگها با آدم حرف می زنند و در پی آن سه کتاب دیگر. رقص باد صبا،‌ وصال عاشقانه و 4 مقاله. و همین طور تحقیق در خصوص تاریخ طنز مکتوب نشریات کشور از آغاز تا انجام. با سعید ناظمی به گفت و گو نشستیم و آن چه پرسیدیم را برای خوانش شما در زیر آورده ایم.

هنرلند آقای سعید ناظمی‌، نوشتن را چه هنری می دانید؟

 نوشتن یک نوع مکاشفه است. یک ارتباط عمیق با جهان آفرینش است. غور در دریایی از واژه‌ها و لحن‌ها. در نوشتن شما می آفرینید. خلق می کنید. خراب می کنید و از نو خلق می کنید. آزمون و خطا می کنید مثل همان خاتم کاری است. تک تک مثلت‌ها را چنان باید با دقت کنار هم بچینید که نقش خاتم و گل مورد نظر حاصل شود. نوشتن هم به همین گونه است. باید چنان واژگان را به دقت و کلمات را با حوصله و جملات را با سلیقه کنار هم بگذارید تا خودتان از خواندن آن لذت ببرید. نوشتن سهیم کردن دیگران است در لذتی ابدی. لذتی که شاید تا زمان حیات در کالبد مخاطب بماند. و مدام کشف شود. همه می توانند بنویسند ولی کسانی نویسنده می شوند که جسارت بیشتری داشته باشند. مثل موسیقی است. زلال و روح فزا. وقتی قهرمانی خلق می کنید. وقتی واقعه ای را بیان می کنید و وقتی که می نویسد در حال به وجود آوردن جهان‌هایی هستید که اگر چه غیر واقعی ولی لذتبخش است.

سعید ناظمی

هنرلند شما سالها روزنامه نگار بوده اید. تفاوت عرصه روزنامه نگاری و داستان نویسی چیست؟

 تجربه سالها روزنامه نگاری و نوشتن بود که جسارت ورود به عرصه داستان نویسی را به من داد. بعد در مدت کمی نخستین مجموعه داستان کوتاه خودم را تحت عنوان خط چهارم به چاپ رساندم. اوایل سال 92 بود. بعد تحمل یک دوره سخت شیمی درمانی. اما وقتی نقد منتقدان را در تهران، اصفهان و قم نسبت به این کتاب دیدم فهمیدم که باید از ابتدا شروع کنم. پس در ابتدا دوره‌های آموزش داستان نویسی استاد ورجانی را گذراندم و از سال 1392 تا کنون در بسیاری از دوره‌های آموزشی داستان نویسی شرکت کردم و بسیاری از دوره‌های اساتید این هنر را به صورت غیر مستقیم خوانده ام و شنیده ام. تازه فهمیدم که ادبیات داستانی چه دریای ناپیدا کرانه ای است. شما فقط به صرف نوشتن نمی توانید داستان نویس خوبی باشید. در عرصه داستان نویسی آن چه مهم است خواندن و نوشتن است. بعد از این که بسیار خواندید و نوشتید باید دوره‌های آموزشی طی کنید. در داستان نویسی نوشتن به اصول بسیار مهم است. این که بتوانید عناصر داستانی را مانند موم در دستتان حرکت بدهید آن وقت است که نیاز به خلاقیت پیدا می کنید و بعد می بینید که داستان نویسی نیاز به دانستن چندین علم دارد.

 

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

 هنرلند رنگها با آدم حرف می زنند دومین مجموعه داستانی شماست. چرا این عنوان را برای کتابتان انتخاب کردید؟

این عنوان بر گرفته از یکی از داستان‌های این مجموعه است. پیش تر می خواستم اسم مجموعه را باغ ارم بگذارم اما با توجه به نوشتن داستان رنگها با آدم حرف می زنند تغییر نظر دادم و اسم و عنوان کتاب را عوض کردم. این داستان هم یادی است از یک دوست عزیز و بزرگ و هنرمند که دیگر در بین ما نیست. استاد مسعود ترکان هنرمند چیره دست و نابغه هنر مینیاتور که متاسفانه در سانحه تصادف به رحمت خدا رفت. چنانچه آثار این هنرمند را ببینید به گفته‌های من اعتقاد پیدا می کنید. نمی دانم چه کسی تابلوی زیبای محتسب و مست بر گرفته از شعر پروین اعتصامی را در اختیار دارد. این تابلو واقعا بی نظیر است. مسعود به درجه ای رسیده بود که با رنگها حرف می زد. با قلم مو‌ها حرف می زد. به واقع هنرمند بود. من بسیار از اخلاق و هنرش آموختم و این داستان یک ادای دین بود به هنرمندی که کمتر شناخته شده است. اسم داستان یادآور حضور این هنرمند است.

 هنرلند استقبال از این مجموعه چه گونه بوده است؟

اطلاع چندانی ندارم ولی فکر می کنم به زودی به چاپ دوم برسد. این گفته را با توجه به صحبت‌های ناشر عرض می کنم. اطلاع رسانی خوبی در خصوص انتشار این اثر صورت گرفت و البته این مخاطبان هستند که از اثری استقبال می کنند و اثر به چاپ‌های بعدی می رسد.

ادامه دارد…

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.