سرنوشت سینمای شهری که قشنگ نیست |نگاهی به ماجرای سینما مهتاب

داود محمدی فرد

سرنوشت سینمای شهری که قشنگ نیست |نگاهی به ماجرای سینما مهتاب | داود محمدی فرد | سینما مهتاب دیروز که ۲۴ مهر سال ۱۳۴۰ با فیلم “ناپل شروع شد”… توسط گروه سینماهای مولن روژ افتتاح شد  و بعد از شصت سال  بنر ” این ملک به فروش می رسد”  بر پیشانی اش نصب شد. درست  در جایی که روزگاری پلاکارد فیلم های خاطره انگیز و  ماندگاری چون خداحافظ تهران ،مادر،ناصرالدین شاه آکتور سینما و.. نصب شده بود.

سینمایی با جدار  بیرونی عظیم و براق فلزی،ایستاده در بر خیابان ولیعصر، خیابانی که شهرداری تهران مدتهاست در تلاش برای ثبت جهانی!! آن است. خیابانی  که بخش به بخش آن از جنوب تا شمال مملو از ارزش های تاریخی و هنری و خرده فرهنگ های جامعه ایرانی در دوران معاصر است.

چنارستانی  که در سایه سارش نگاتیو  آپارت های  سینماهای خاطره انگیز  ،فلور ،ری ،ستاره و مهتاب و آسیا و امپایر و پولیدور و آتلانتیک و رادیو سیتی و… چرخید و چرخید و انبان حافظه علاقمندان سینما را از لحظات شیرین و خاطره انگیز پر کرد. و برای هیچ سلیقه ای کم نگذاشت. از فیلم های فارسی و عامه پسند در سینماهای پایین خیابان شاه(جمهوری)  تا فیلمهای روز دنیا در سینماهای آتلانتیک و امپایر

حکایت سینما مهتاب تکرار مصیبت سینما شهر قشنگ


حکایت شهریست که دیرگاهیست  انگار نمی خواهد و نمی تواند قشنگ باشد.شهری که پاردایم غالب در آن حرص و ثروت اندوزی کور است. بی آنکه رسم صحیح ثروتمندی بداند. در این پارادایم متر همه چیز پول است.سرنوشت سینمای شهری که قشنگ نیست.

سینما شهرقصه
سینما شهرقصه

خانه پدری،بنای تاریخی،درخت کهنسال،سالن سینما و سالن تاتر و.. خاصه اگر در منطقه تجاری واقع شود. زمین و زمان باید بهم دوخته شود تا  کوبیده و ساخته  و ثروتی روی ثروت پیشین تلمبار شود.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید


و سلسله جنبان این بازی شهرداری بوده که با سیاست های غلط فروش تراکم و اجازه ساخت و تغییر کاربری و افزایش ارزش زمین لشگر بساز و بفروش را به جان بافتهای تاریخی و هنری شهر هدایت کرده و تن ظریف و لطیف  ساختمان های قشنگ را به کلنگ سپرده.
در  سینماها فرمول خیلی سر راست است.ابتدا سینما به دلیل عدم سود دهی موقت تعطیل می شود.سپس این تعطیلی کم کم دائمی می شود.در فرصتی کل صندلی ها و تجهیزات کنده و بصورت ضایعات فروخته و سالن سینما تبدیل به انبار می شود.

در این مدت کار چاق کن ها برای تبدیل وضعیت ملک از فرهنگی به تجاری وارد عمل می شوند.مهم ترین دستاویز، عدم امنیت و ایمنی ساختمان است. بالاخره با روش هایی که همه می دانند وضعیت و کاربری تغییر می کند و بنر کذایی نصب می شود.

قصه کشتن و دفن سینما ها قصه ای است تکراری  برای تمام سینماهای تاریخی و ماندگار. از سینما تمدن و خورشید تا سینما شهر قشنگ.

و اما تکمله:


مالکان سینماهای قدیمی با دلایل متقن به حق گله از عدم سودمندی سینماداری دارند. و از طرفی گروه های هنرهای نمایشی از سنتی و آیینی  تا مدرن هم گله از کمبود فضا و نوبت برای ارائه نمایش دارند.
آیا شهرداری و وزارت فرهنگ و ارشاد با داشتن ردیف های بودجه توسعه فضاهای فرهنگی نمی تواند این سالن ها را خریداری و بهسازی و با حفظ اصالت در اختیار گروه های هنری قرار دهند؟

چشم ها را ببندیم.
تصور کنیم هر کدام از سینماهای متروک بهسازی و ایمن سازی شده و در هریک از آنها ضمن وجود سالنی کوچک برای نمایش فیلم ، گروه های نمایشی یا موسیقی به سرپرستی استادی اجرا دارند.

سالنی زیر نظراستاد قطب الدین صادقی تاترها
سالنی  زیر نظر استاد داود فتحعلی بیگی نمایش سنتی و سیاه بازی
سالنی برای پرفورمنس ها و اجراهای مدرن
سالنی برای اجراهای موسیقی سنتی
سالنی پاتوق عاشیق های موسیقی آذری
سالنی برای موسیقی لری و خراسانی و…
و…..
و شهری اینچنین چقدر قشنگ و زندگی کردنی است.
و این نه آرزویی است محال و  نه رویایی است خام
کاش تا دیر نشده چشم ها باز شود.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شش + دوازده =