سرزمین بایر آرزوهای چندین نسل; نقد و بررسی رمان لم یزرع نوشته محمدرضا بایرامی

نقد و بررسی رمان لم یزرع نوشته محمدرضا بایرامی

«لم یزرع» رمانی نمادین از محمدرضا بایرامی است که بر خلاف آنچه از ظاهر سطور پیداست در دسته ادبیات دفاع مقدس یا ادبیات جنگ نمی گنجد.

لم‌یزرع تألیف محمدرضا بایرامی است که توسط کتاب نیستان در سال ۱۳۹۵ منتشر شد.

این کتاب در سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، به‌عنوان کتاب سال ایران برگزیده شد.

 

لم‌یزرع فضای جنگی دارد اما نه در ایران؛ داستان این کتاب در روستای دجیل در کشور عراق رخ می‌دهد، همان منطقه‌ای که در سال ۸۲ صدام حسین در آنجا کشته شد.

داستان جوانی است به نام سعدون که به دختری دل می‌بندد اما عرف قبیله و آداب و رسوم آن اجازه چنین وصلتی را به او نمی‌دهد.

در واکنش به این اتفاق، این جوان به نوعی به خودزنی می‌پردازد و به جنگ می‌رود، جنگی که در واقعه دجیل به وقوع پیوست و صدام در آن ۱۴۳ تن را کشت.
از ویژگیهای آثار بایرامی نوجوان، روستا و جنگ است که این سه ویژگی جزو صفات همیشگی و مبرهن آثار بایرامی است.

ترکیب قشر آسیب پذیر نوجوانان روستایی و جنگ, عمق فاجعه جنگ را خیلی بهتر نشان خواهد داد.

اگرچه این رمان حتی اگر در فضای جنگی اتفاق نمی افتاد هم خدشه ای به اصل داستان وارد نمی کرد. اما جنگ بستر مناسبتری برای قربانی شدن اسماعیل به دست ابراهیم خلیل نشان می دهد.

اما این بار خلیل نه به امر خدا بلکه به به دلیل برداشت نا روا از دین فرزند را قربانی تعصبات دینی می کند و به همین دلیل است که فرزند سرنوشت اسماعیل را نخواهد داشت.

شهریار عباسی نویسنده برگزیده جایزه ادبی جلال‌آل احمد در مورد رمان لم یزرع نوشته محمد رضا بایرامی بیان داشت: “اگر از من سوال شود که این رمان در چه حوزه ای است؟

در جواب می‌گویم که هم این کار و هم دیگر کارهای برجسته ایشان در طبقه بندی و حوزه ادبیات روس قرار می‌گیرد.”
در ادبیات روس پرداختن به جغرافیا یکی از نکات برجسته است, سختی هایی که به واسطه شرایط جغرافیایی خشن روسیه, می تواند جو حاکم بر روسیه را نشان دهد.

در لم یزرع شرایط سخت طبیعی به همراه حکومت دیکتاتوری حاکم بر کشو عراق چنان جغرافیایی سخت و غم انگیزی بر داستان حاکم می کند که خواننده را وادار به همذات پنداری می کند.

برجستگی گفتگو و دیالوگها یکی از دیگر ویژگی های ادبیات روس است که در آثار چخوف، داستایوسکی و… به وضوح قابل مشاهده است. که در رمان لم یزرع هم این ویژگی را بارها و بارها خواهیم دید.
دیگر ویژگی ادبیات روس مربوط به عریان بودن احساس و محکم بودن در بیان احساسات است. که با توجه به کلیشه احترام همیشگی فرزندان به والدین و دیالوگهای دور از ذهنی در کتاب لم یزرع از سعدون و پدرش خواهیم دید.
کتاب با بیتی از شاهنامه آغاز می‌شود. در شاهنامه این براعت استهلال است اتفاقات آخر داستان را به سادگی برای خوانندگان قابل حدس می کند و اگر کشش و پرداخت صحیح نویسنده نبود چه بسا خواننده از جایی به بعد می توانست با حدس زدن صحیح پایان داستان, رمان را رها کند.

« یکی داستانست پر آب چشم

دل نازک آید ز رستم به خشم »

شاهنامه فردوسی

محمدرضا بایرامی در کتاب لم یزرع گویی تقدیر گرایی را یکی از اجزای جدا نشدنی زندگی آدمهای تحت ستم می داند:

«انگار هیچ فایده‌ای ندارد مقاومت!» ص ۱۴۲٫ «مقاومت بی فایده است» ص ۱۵۰٫

و آیا تسلیم راهی برای رهایی از مشکلات ناشی از جنگ و نا به سامانی هاست؟
می توان اتفاقات بد زندگی را تماما به گردن تقدیر و شانس گذاشت؟ آیا جبر زندگی هرگز قابل تغییر نیست؟
« بد شانسی که شاخ و دم نمی خواهد. همین که آسمان این طوری سوراخ بشود و سه شب یک بند برف روی برف ببارد، نشان می دهد که باید تف کرد به این شانس.

اگر توی مرگ یکی باران ببارد، می شود معنی ای بر آن بار کرد. می توان گفت آسمان هم غمگین بود و می گریست. می توان همه چیز را رمانتیک و پرسوز و گداز دید، اگر توی مرگ یکی توفان در بگیرد و یا باد بوزد، می توان گفت…؛

اما توی برف و سرما حتی احساسات هم یخ می زند و شاید تنها کاری که می شود کرد، لرزیدن باشد. لرزیدن و ترسیدن! همین و همین! »

لم‌یزرع تألیف محمدرضا بایرامی است که توسط کتاب نیستان  منتشر شد. این کتاب در سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، به‌عنوان کتاب سال ایران برگزیده شد.

 

غزل قربانپور

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نه − 6 =