سالوادور ، پروژه ی ناقص

سالوادور ، پروژه ای ناقص !

فیلم من سالوادور نیستم ، فروش خوبی داشت . تا این جا می‌توان به این نتیجه رسید که به اصلی ترین هدف خود رسیده است . حالا هم که مطابق قانون اکران قرار است دوباره بر روی پرده ی سینما بیاید تا بیشتر بفروشد . به زودی در شبکه ی سینمای خانگی هم منتشر می‌شود و این هم برای خودش درآمد دیگری است .

فیلم من سالوادور نیستم ، استراتژی رایج پر فروش شدن را اجرا کرده است  و نقطه‌های ضعف و قوت این استراتژی را هم با خود دارد . به همین خاطر است که می‌توان گفت این فیلم چیزی به تجربه‌های سینمای تجاری ایران اضافه نمی‌کند و مانند خیلی از پر فروش‌های سینمای ما پروژه ای است ناقص !

برای اجرای پروژه ی سالوادور از عناصر گوناگونی که امتحان پس داده هستند و کمتر به خطا می‌روند استفاده شده و کنار هم قرار گرفته اند :

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید
  • داستان طنز و موقعیت‌های کمدی مورد پسند قشر متوسط جامعه
  • استفاده از چهره ای محبوب و قرار دادن تمام بار فیلم بر این چهره در یک داستان خلوت (در مقابل استفاده از بازیگران زیاد و داستان شلوغ که تاکتیک دیگری است )
  • یک غافلگیری کمتر قابل پیش بینی و در این جا استفاده از اسم دهان پر کن برزیل ، میزبان جام جهانی قبلی و المپیک آینده و مورد علاقه ی خیلی از ایرانی‌ها به خاطر نام‌های فوتبالی … البته غافلگیری فقط در انتخاب برزیل خلاصه می‌شود و الا خارجه رفتن کمدین‌های ایرانی تازگی ندارد .
  • تبلیغ وسیع در تمام سطوح و در انواع شکل‌های مختلف … (ساخت تیزری هوشمندانه برای پخش در شبکه‌های ماهواره ای )
  • بهترین زمان اکران

بر این اساس محصولی تولید شده است و اتفاقا مردم را هم به سالن‌های سینما کشانده است تا در جمع خانواده به تماشای این فیلم بنشینند . البته کشاندن مردم به سالن‌های سینما آن هم در این دوره و زمانه کار آسانی نیست . ایراد اینجاست که فیلم من سالوادور نیستم و خیلی‌های دیگر مثل این ، درست همان لحظه ای که تماشاگر بلیط را خرید ، تمام می‌شوند . به همین خاطر هم پروژه‌هایی ناقص هستند . همه چیز طراحی شده تا مخاطب بیاید و بلیط بخرد و برای بعد از آن هیچ استراتژی و تاکتیکی وجود ندارد ، یعنی مخاطب در سالن سینما رها می‌شود و بعد هم دست خالی بیرون می‌آید و آن اعتماد ، آن تشنگی و آن انتظار برای دوباره به سینما آمدن شکل نمی‌گیرد و به همین خاطر بسیاری از فیلم‌های سینمای تجاری ایران پروژه‌هایی ناتمام هستند ، چون هیچ تلاشی برای دوباره به سینما آمدن مشتری انجام نمی‌دهند . فرمول‌های سینمای تجاری ایران فقط تکرار می‌شوند و هیچ وقت ارتقا پیدا نمی‌کنند .

حتما شما هم از مردم عادی که فیلم را دیده اند این را شنیده اید که می‌گویند : فیلم من سالوادور نیستم چیزی نداره … همه اش تو همون تبلیغ ماهواره است … و این نکته ای بسیار درست است . مردم تقریبا چیزی نمی‌بینند ، نه داستانی جذاب ، نه تصاویر زیبا از برزیل ، نه صحنه‌های کمدی به یاد ماندنی و نه حتی یک رضا عطاران متفاوت ! بنابراین وقتی از سینما بیرون می‌ایند ، احساس همان مشتری را دارند که از طریق تبلیغات و بزرگ نمایی ، جنسی نامرغوب را خریده است و نتیجه اش هم این است که دوباره به راحتی اعتماد نخواهد کرد و این در عرصه ی بازار و معادلات معامله و فروش یعنی که مشتری از دست خواهد رفت . هیچ تولید تجاری ای بدون کیفیت و مرغوبیت دوام نخواهد آورد . جهان صنعت این را بارها ثابت کرده است .

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.