روز ملی سینما را نمی‌توان تبریک گفت

محمد آقازاده

روز ملی سینما را نه تنها نمی‌توان تبریک گفت بلکه حتی فرصتی برای تسلیت گفتن باقی نمی‌ماند، سینما دچار مرگ مغزی شده ولی به کمک پولهای کثیف و نیازهای اداری جسدش بی روحش هنوز نفس می‌کشد تا هیچکس نفهمد مدتهاست از سینما جز جشن‌ها و جشنواره‌ها و بلعیدن بودجه عمومی‌چیزی باقی نمانده است.

سینمای گنج قارون، فیلمهای کلاه مخملی و کاباره یی در پیش از انقلاب چون پول و شهرت شان را از مردم کوچه و بازار می‌گرفتند لااقل پاسخگوی نیازهای سرکوب شده آنها بودند،این فرصت را می‌دادند تا تماشاگران با همذات پنداری با قهرمانان و حتی ضد قهرمانان فیلمفارسی لااقل تسلای خاطری بیابند و چهره‌های معروف سعی می‌کردند شبیه شخصیت سینمایی خود زندگی کنند

در کنار آنها سینماگران مؤلف و مستقل به اعماق جامعه نقب می‌زدند و با نگاه آسیب شناسانه دردها و رنجهای مردم را واتاب می‌دادند. آنها فیلمهای درخشانی ساختند و دهه شصت با همه محدودیت‌ها این سنت را تداوم داد و از همان دهه پنجاه سینمای ما چهره جهانی به خودگرفت و در حالی که سینمای بدنه هم در همین دهه با همه گرفتاریها تداوم خود را در رضایت مخاطب می‌یافت.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

اما مدتهاست دیگر سینما رو به سمت مردم ندارد ، پیش از اکران شدن پول شان را به اضافه سودهای کلان از اسپانسرهای دولتی و خصوصی می‌گیرند و اصلاً برای تداوم خود نیازی به مردم ندارد. سلبریتی‌های سبنما هم هر چند نان چرب و‌ شیرین شهرت شان را می‌خورند ولی اصلاً زندگی لاکچری و دورافتاده گی شان از مردم را پنهان نمی‌کنند.

حتی نقد سینما هم انحصاری و بخشنامه یی شده است و ذهن‌های اخته همه جا از رسانه تا جلسات از فیلمهای در غیاب رقبای جدی و دارای اندیشه انتقادی سخن می‌گویند. مدام پرحرفی می‌کنند بدون آنکه یک گزاره متفاوت و معنادار بر زبان آوردند . سینمای مرده حتی روابط میان فردی بین اهالی سینما و رسانه‌های سینمایی را مبتذل، لبریز از دروغ و پر از بدعهدی کرده است.

چه عهد شکنی بدتر از تبدیل سینمای زنده به نعش بی جان در غیاب هر مقاومتی است و در این مورد مصداقی تر خواهم نوشت.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.