روز خبرنگار | هنوز قلمی‌شتک می‌زند

سعید ناظمی

روز خبرنگار

هنوز نفسی می رود و می آید و قلمی شتک می زند بر صفحه ای سپید به امید آن که با رقص کلمات مطلبی خلق شود تا مخاطب بخواند.

نه بخواند از سر اجبار، که شاید به اشتیاق بخواند و البته نمی خواند.

من و تو می دانیم.

آن قدر در این سرزمین قلم را به محاق بی اخلاقی کشاندند که دیگر خبرنگار جماعت نای رفتن و تحقیق و نگارش به جبر نه که به دل را ندارد.

سیاهه می کند و می رساند به تحریریه تا مطلبی خنثی را به زیور طبع بیاراید آن مطبعه و توزیع کند شاید مردم خریدند آن جریده را به جهتی غیر از انباشت آگاهی که فضای سنگین شبکه‌های رسانه ای به واقع این را به روزنامه پهلو می زند که چه را می خواهی به مردم خبر بدهی؟

زیر بمباران آنلاین

اینک که به رغم فیلترینگ هنوز مردم در پی فیلتر شکن هستند و در کمترین زمان اخبار مخابره شده از چهار گوشه دنیا را می بینند و می خوانند و گوش می کنند شاید خبرهای مرا را نخوانند و نشنوند ولی ادایش را خیلی‌ها در می آورند که ما خبر خوانیم.

در این بمباران خبری آنلاین چه جای روزنامه و یادداشت و مصاحبه و سرمقاله؟

چه کسی دیگر به ستونهای ثابت روزنامه‌ها می نگرد وقتی ستون‌های اقتصاد خانواده این قدر ناثابت است. خبرنگار هم با کدامین مهر و کدامین عشق بنویسد و برای که بنویسد؟

برای مردمی که تمامی اعتیاد به موبایل دارند و پس از هر بار سیگاری روشن می کنند تا نشئگی و تازگی خبرهای مجازی را دو چندان کنند.

خبرنگار
خبرنگار

17 مرداد می‌ماند و…

آن وقت یک هفدهم مرداد می ماند و یک مراسم تجلیل از خبرنگار که ادارات دولتی و خصوصی تازه یادشان می آید که چهره شدنشان و دروغ‌هایشان به مدد این جماعت قانع، بر صفحه نخست یا تیتر نخست روزنامه‌ها حک شده است.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

باشد.

هر سال یک روز را به این جماعت مظلوم اختصاص دادن و میهمانی گرفتن و هدیه دادن جای دوری نمی رود.

این مدیر فردا جایی دیگر مدیر است و آن وکیل جایی دیگر. فقط این خبرنگار است که تا ابد خبرنگار می ماند. البته حکم این است که بماند که اگر نماند او هم پُستی می گیرد و جایگاهی و می رود و دیگر پشت سرش را هم نگاه نمی کند. تاریخ این حرفه پر است از این حکایت‌ها. اما بعد…

اعتماد

مردم دیگر به خبرهای ما بی اعتمادند. این مراسم یک روزه را به بهانه می گیرند وگرنه آن قدر که بی بی سی می بینند شبکه خبر نمی بینند.

و این قدر که به خبرگزاریهای خارجی استناد می کنند به خبرگزاریهای داخلی بی اعتنا هستند.

خبرنگاران غیر دولتی گویا دشمنان قسم خورده این آب و خاکند که هر چه پیش می آید، می آیند و می گیرند و به بند می کشند.

این همه تاوان یک عشق است!

عشقی اهورایی که اگر غیر از این بود خبرنگار سر چهارراه سیگار می فروخت درآمدش بیش از اینی بود که از زحمت نوشتن به دست می آورد و در تیررس هجمه هم قرار نمی گرفت.

باز همین یک روز را غنیمت است. باید شکر کرد این که در هر سال یک روز را به نام ما کرده اند هر چند باید خودمان برای خودمان بنویسیم و از خودمان عکس بگیریم و به هم تبریک بگوییم.

چه بزرگداشت مظلوم واری است این هفدهم مرداد.

یاران با همه ناملایمات امروز روز ماست.

همکاران شایسته، روزتان مبارک و خجسته و پیوسته ایدون باد.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.