رمان بجز لذت خواندن و لذت دانستن،آگاهی بخش هم هست

گزارش اختصاصی«سرزمین هنر» از نشست کارکرد ادبیات در اقتصاد با حضور عبدالله کوثری و دکتر عبده تبریزی

«آرش سراجیان طهرانی»: نوشتن این گزارش کمی طول کشید اما پیاده کردن همه ی آنچه دو استاد سرشناس ادبیات و اقتصاد در نشستی منحصربه فرد حول موضوعی تازه بیان کردند من را واداشت تا با وسواس بیشتری دست به قلم شود. آنچه می خوانید حاصل حضور من در این نشست است که امیدوارم مورد توجه واقع شود.

روز شنبه ۲۲ اردیبهشت ماه ۹۷  در کافه خرد مطمئناً روزی بیاد ماندنی برای من و همه کسانی است که در کافه حضور یافتند . ما از دنیای اقتصاد و مالی ،  بزرگ مردی نام آشنا برای روزنامه نگاران و بورس بازها و تمامی  تحصیل کردگان رشته های اقتصاد و مالی داشتیم  و از سوی دیگر مترجمی  چیره دست که کسب جوایز سه دوره کتاب سال جمهوری اسلامی (سال های  ۷۹ ، ۸۳ و ۸۶ ) در حوزه ادبیات و ترجمه  در کارنامه خود دارد.

حسین عبده تبریزی دکترای مالی از دانشگاه منچستر که مشاور مدیریت و تامین مالی وزیر راه و شهرسازی از سال ۹۳ تا کنون است و  در کنار تدریس علوم مالی،  علاقه و دغدغه های شخصی خود را در وادی ادبیات  و داستان نویسی در صفحات شبکه های اجتماعی  ، هراز  چندگاهی بیان می نماید  و  اینک با  نیم قرن سابقه دوستی  با مترجم نام آشنای دنیای ادبیات لاتین استاد عبدالله کوثری ، موضوعی مهمی که مورد توجه قرار  نگرفته است را به عنوان مدخلی   ارائه می نماید : کارکرد ادبیات در اقتصاد

چرا ادبیات ؟

” ادبیات را صرفاً داستان نگویید .ادبیات دانش است.  ادبیات جامعیتی پیدا کرده که شما در یک شاخه علوم انسانی نمی بینید ” . این جملات نقل قولی است از خورخه ماریو  بارگاس یوسا  داستان‌نویس، مقاله‌نویس، سیاست‌مدار و روزنامه‌نگار پرویی  در مقاله ای با عنوان ” چرا ادبیات ” که کوثری از آن برای تفهیم و تبیین جایگاه  ادبیات استفاده می کند . این مقاله  به رابطه ادبیات و علوم  اجتماعی اشاره می شود  و ادبیات را ظرفی فرض می نماید  که می تواند گروه های مختلف اجتماعی را در خود جا ی دهد .

کوثری می گوید:

«رمان نویس دیگر فقط نقال نیست . رمان نویس تاریخ دان است .رمان نویس کسی است که احوال جامعه را می داند ، روانکاوی بلد است .وقتی شخصیتی خلق می کند  با عینیتی سر و کار دارد و مانند ( داستان ) حسین کرد نمی تواند خواننده را به این ور و آ ن ور ببرد و خواننده انتظارات دیگری دارد» او در ادامه به عنوان مثال به داستان های   داستایوفسکی  اشاره می کند که بزرگانی چون فروید و ژان پل سارتر دیدگاه ها  و الهام بخشی خود را از این  آثار وام می گیرند .

بعد از رنسانس  رمان ها   در حوزه تاریخ و مردم شناسی بسیار خوب عمل  می کنند   . جایی که تولستوی   در رمان جنگ و صلح به احوال مردم در جنگ های مهیب و خانمان سوز  ناپلئونی می پردازد ، رمان های  بالزاک بازتاب  تاریخ و تحولات جامعه فرانسه می شود  ، کلبه عمو تام در آمریکا   سردمدار مبارزه با برده داری در آمریکا  و  ماجرای خانواده فورسات آیینه تمام نمای جامعه انگلستان می شود . به قول عبدالله  کوثری  “هیچ کس بهتر ایوان تورگنیف نتوانسته انقلاب  اکتبر روسیه را پیش بینی کند” .  در ایران نیز سیاحت نامه  ابراهیم بیگ و  رمان حاجی بابای اصفهانی بازتاب وقایع جامعه ایران در دوره قاجار بوده اند . بنابراین رمان را اگر به  شکل یک جامعیت مورد توجه قرار دهیم ، قطعا تاثیرش بسیط است . کوثری می گوید ” من اعتقاد ندارم که ادبیات جامعه را  ، به آنی یا در دوره کوتاه  ، بتواند زیر و رو کند ولی من معتقد هستم که رمان بجز لذت خواندن و لذت دانستن ، آگاهی بخش هم هست. ”

ادبیات  ، علوم را به فرا رشته فکر کردن حرکت داده است

عبده تبریزی در تایید  دیدگاه آقای کوثری به تاثیر ادبیات در حوزه دیگری اشاره می کنند . ”  من فکر می کنم فایده دیگر ادبیات این است که  علوم را به فرا رشته فکر کردن حرکت داده و الان ما رشته های بسیاری را می بینیم که در دو یا سه حوزه مختلف علم با هم ترکیب شده و یک حوزه آموزشی جدید را بوجود آورده است و بنظر من شاید ادبیات به این مقوله  هم کمک کرده باشد”

جامعیتی در  رمان مطرح می شود و اقتصاد در آن می گنجد

” بنظر من داستان ،  پنجره ای  از زندگی انسان را نشان می دهد و از این مجرا تصویری مفید در یک  نظریه اقتصاد در عمل است . ادبیات مسیری است که مخاطبان ما بطور عاطفی با تجارب دیگران ، در مواجهه با کالاها ، خدمات ، فضاها و تقسیم بندی های  طبقاتی پیوند می خورند و خود را به مثابه شکل مصرف کننده ، کارگر ، تولید کننده در آن ماجرا نشان می دهد و اینها را اگر از دید اقتصاد رفتاری در حال حاضر ببینیم ، معنی دارد ” اینها جملاتی است که دکتر عبده تبریزی در خصوص تأثیر ادبیات در حوزه های اقتصاد بدان اشاره می کند . در تایید اظهار نظر دکتر عبده تبریزی ، کوثری به نمونه هایی از ادبیات در حوزه اقتصاد اشاره می کند:

«خوشه های خشم» بازتاب  یکی از مهمترین  تحولات اقتصادی کشاورزی در کشور امریکاست که فجایع بسیاری را مطرح می کند ماجرای دربدری خرده مالکانی است که به سبب تحولات در خرید مزارع  توسط شرکت های بزرگ راهی کالیفرنیا می شوند و در عین حالی که زمین دار بودند تبدیل به کارگر می شوند … و یا  در رمان «گتسبی  بزرگ» فیتزجرالد ، دقیقا شخص گتسبی حاصل آن فساد سرمایه داری آمریکا در یک مرحله است . ”

دکتر عبده تبریزی با اشاره به دو پدیده انقلاب کبیر فرانسه و استفاده اقتصاددانان از ریاضیات به شکل وسیع،   اعتقاد دارد  فاصله ای بین  اقتصاد و ادبیات داستانی ایجاد شده است  ” بنظر می رسد که ادبیات بعد از این وقایع دیگر بدرد اقتصاد سیاسی نخورده است و از طرف دیگر ادبیات را مانع توسعه اقتصاد می دانستند …. بنابراین اقتصاد تبدیل به علمی با زبان و تعاریف و فرضیات  خودش می گردد و دیگر ادبیات نمی تواند تغییرات و تحولات حوزه  این رشته را توضیح دهد و از طرف دیگر کسانی که با ادبیات سر و کار دارند  منطق و  خشکی علم اقتصاد را به سخره می گیرند و علم اقتصاد را وام دار ادبیات می دانند و در حوزه نقد سرمایه داری ، ادبیات نسبت به اقتصاد رفتاری  سختگیر تر می گردد ” .مترجم برجسته معاصر ، عبداله کوثری  نیز این مطلب را با اشاره ای به دوران  تحصیلی خود تایید می کند ” من وقتی رفتم اقتصاد خواندم  فکر می کردم اقتصاد ما را بیشتر با احوال اجتماعی آشنا می کند و لی اینگونه نبود و اقتصاد با ادبیات که من علاقه مند بدان بودم ، همسو نبود ”

اما نقشی که دکتر عبده تبریزی در زمان حال برای کارکرد  ادبیات در اقتصاد قائل است تنها بر  جنبه  تاریخی آن  است و در جواب کوثری می گوید ” شما عنوان کردید که کارکرد ادبیات خواندن و لذت بردن از آن فقط نیست و نقش بسیار فرا تری دارد . این کارکرد  به درد تاریخ اقتصاد می خورد.  الان دیگر با این امکانات فنی علم اقتصاد  ،  ادبیات نمی تواند آمار تحولات اقتصادی را توضیح دهد”

به تمنای  گوشت مردن به ،که تقاضای زشت قصابان

“یک بیتی سعدی دارد خیلی معنی دارد در خود ”  به تمنای  گوشت مردن به ،که تقاضای زشت قصابان ” و این یک چیز نشان می دهد و آن اینکه گوشت گران بوده آنقدر گران بوده که قصابان در ازای گوشت تقاضاهای زشتی به خودشان اجازه میدادند می کردند . این در حالی است که نظام الملک در یک طرف این  مملکت ۳۰۰ هزار گوسفند داشته است” بجز این جملات کوثری به نوع خوراک ساده مردم  در دوران های سخت تاریخی مانند  حمله  مغول ها  که در آثار ادبی همچون تذکره اولیاء آمده ،  اشاره می کند . دکتر عبده   با تایید نظریات کوثری می گوید ”  این موضوعات را در شاخه های مختلف اقتصاد بیان می کنند یعنی دعوای الان ما هم همین است که جناحی  که  نهاد گرا در اقتصاد هستند  ، معنقدند  در طول دولت آقایان  هاشمی ، خاتمی و … اینها در چارچوب اقتصاد سیاسی ، اقتصاد را نمی بینند ، در چارچوب طرح جامع نمی بینند چسبیدند به  حداکثر کردن ثروت و می خواهم بگویم همین الان هم همین بحث مطرح است و مکتب های مختلفی در حوزه اقتصاد درست کردند ”

ادبیات بازدارنده نیست ، هشدار دهنده است

رمان را  به درستی  ، زاده  دوره رنسانس می دانند . اتفاقات فلسفی و اجتماعی که در جامعه غرب پیش می آید علی الخصوص پدید آمدن یک طبقه جدید ” طبقه متوسط و بوژواها ” که جهانبینی جدیدی با خودشان دارند . این قالب جدید در رمانس و حماسه نمی گنجید و شکل نگرش آدمی عوض شده بود . جایگاه فرد در رمان عوض شده بود ،  فرد به ازای فرد مطرح می شود و واقعیت جهان به ازای واقعیت جهان مطرح می شود . سروانتس می گوید ” اگر از من بپرسند عصر جدید کی شروع شد می گویم آن زمانی که دن کیشوت سوار اسب اش شد و از دهکده بیرون آمد و فهمید دنیا آن چیزی نیست که تابحال فکر می کرده است ” . کوثری  با مقایسه هملت و هوراسس می گوید :

“من همیشه مثال می زنم دو قهرمان جذاب داریم در ادبیات غرب یا می توانیم بگوییم دو مادر کش ،  یکی هوراس پسر آگاممنون که به سبب قتل پدرش به دست مادرش ، آمده تا مادرش را بکشد و دیگری هملت . هوراس زمانی که با مادرش روبرو می شود درنگ نمی کند و مادر را می کشد ولی هملت درنگ می کند . ویژگی هملت آن درنگی است که تا آخر عمر می کند چراکه هملت به خودآگاهی بعد از رنسانس رسیده است . هملت بارها دستش می لرزد و آخر هم بخاطر لرزش دستش هست که زودتر کشته می شود . بنابراین رمان آغاز جهان دیگری است ”

رمان بازتاب جامعه پس از رنسانس است و محصول ایجاد طبقات جدید اجتماعی است.  به قول کوثری ” رمان تبیین خود چنین جامعه ای است نه معنای سواستفاده از آن  ، چون نویسندگان خود از این طبقه هستند ،ولی بازدارنده نیست ، هشداردهنده بوده و گاهی اوقات شدیدتر بوده یعنی سلاح شده ” .  وی با اشاره به تاریخ تحولات در روسیه و فرانسه به نوعی روشنفکری ستیزنده در مقابل نظم موجود حاکم بر  جوامع  اشاره می کند و اتفاقات نیمه  اول قرن ۱۹ یعنی  تاسال  ۱۹۱۷ را  یک جریان پرتپشی در رمان و ادبیات روسیه ذکر می کند . ادبیاتی که بیش از هر چیز  ثنا خوان انقلاب است ” خیلی کم اند نویسندگانی که ثنا گوی انقلاب نباشند تورگنیف یکی از معدود ترین هاست تازه آن هم در تایید حکومت تزار نیست و از انقلاب می ترسد ولی در عین حال محکوم می کند … انتقاد ادبی یا  راه یافتن نقد اجتماعی به رمان بخصوص در قرن ۱۹ به همراه  بوجود آمدن فلسفه هایی است که دیدگاه های منجی طلبانه دارند . اینها همه حاصل رمانتیسم است ”

 

رمانتیسم بزرگترین تحول جامعه غربی است

کوثری به حضار پبشنهاد کرد که برای درک بهتر تاریخ و تحولات رمان و ادبیات معاصر کتاب ” ریشه های رمانتیسم ” نوشته آیزایا برلین  را مطالعه کنند . آیزایا برلین رمانتیسم را بزرگترین تحول جامعه غربی می داند که مارکسیسم ، فاشیزم و …   از این حرکت خارج می شوند. ” قطعا ادبیات هم تحت تاثیر این مکتب ها قرار می گیرد و ما یک ادبیات انتقاد پذیر از خودش و از جامعه داریم که مثلا در فرانسه از جنگ های اول شکل هایی به خود می گیرد و با انقلاب ۱۹۱۷ ماجرایش به شکل دیگری می شود”

کوثری با اشاره به آثار  «دیکنز» و «زولا» ، از دیکنز به عنوان  منتقد مهم  مکاتب سرمایه داری و  استثمار کودکان و از  «زولا» به عنوان یک منتقد شکل جامعه  نه نظام سرمایه داری سخن می گوید  اما ژرمینال زولا را مصیبت نامه کارگران ذغال سنگ و نقدی کوبنده بر مراحل آغازین نظام سرمایه داری ذکر می کند .

ما شعرمان و ادبیاتمان در این دوره جدید بیش از هرچیز منطبق با عنصر هیجان و عاطفه است.

در پایان نشست حال و هوای  جلسه به روشنفکری و ادبیات نوین ایران کشیده شد . کوثری  به جریان  شکست ها پی در پی ایران در  جنگ های ایران و روسیه  در زمان فتحعلی شاه و گرایش تفکرات ایرانی به غرب  اشاره کرد و گفت :  روشنفکری ما بیشتر تحت تاثیر روشنفکری روس و فرانسه است بنابراین آن شکل پرخاشگر و منتقد  از هرچیز موجود ، چیزی بود که با انقلاب مشروطه آمد البته این نوع نگرش وقتی وارد شد ، که جامعه ایران جای انتقاد داشت ”

اما بنظر کوثری  در ادامه راه این نگرش تندو احساسی  ، همچنان حضور  داشته است  ” بگذارید صریح صحبت کنم ما به رضا شاه فحش میدادیم چرا  چون( میرزاده )  عشقی  به او فحش داده بود ، چرا که کشته شده بود و جوان هم بود و من هم عاشق شعر بودم . در حالی که عشقی دست رد به سینه هیچ کس نزده و به همه توی شعر فحش داده است . از بهار که با عشقی همسنگر بود فحش می دهد تا وثوق الدوله که به  تمام خانواده اش ( ناسزا )  می گوید تا برسد به رضا خان. این چیزی بود که به نسل بعد یعنی ما رسید . ما شعرمان و ادبیاتمان در این دوره جدید بیش از هرچیز منطبق با عنصر هیجان و عاطفه است در حالی که ادبیات معاصر بعد از رنسانس یک مایه عمده اش بر اساس تفکر و تعقل است . این عنصر برما ضعیف تر بود و تبعات زیادی دارد . در حالیکه  اگر ما بیاییم ادبیات کهن مان را ببینیم  نظامی ، فردوسی ، حافظ ، مولوی اینها در اوج هیجان و عاطفه ،   اندیشه هم دارند . ما در آن دوره هزار سال بود که راه خود را رفته بودیم زیر پای حافظ محکم بود ما در این ۱۵۰ سال با شتاب بودیم . آنچنان غرق با شتاب  ، جهان حرکت کرد که ما نرسیدیم که هم بگیریم ، هم هضم کنیم ، هم توضیح بدهیم.  بنابراین هی نیمه نیمه .  این مشکل عمده تفکر ماست به همین دلیل ما در این ۱۵۰ سال روشنفکر فکرساز نداشتیم ما متاثر داشتیم ، مترجم داشتیم “

ممکن است شما دوست داشته باشید
1 نظر
  1. امیر ارسلان خضری می گوید

    بسیار زیبا و خواندنی بود آقای سراجیان. ترجمه‌های آقای کوثری بسیار خواندنی هستند

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 − یک =