رسانه ای به نام عکس

“عکس” پیام خود را با چنان تاثیری انتقال می دهد که ذهن را درگیر کرده، ایجاد کنش و واکنش می کند و زبان را به سکوت هدایت کرده و می گوید فقط مشاهده گر باش…

با مرور بر زندگی انسان اولیه و سیرتکاملی آن از جوانب مختلف می توان گفت که همواره دو راه ارتباط برقرار کردن برای انسان وجود داشته است: آوا (صدا، صحبت و موسیقی) و نشانه ( نمادها، هنر تجسمی ). این دو راه ارتباطی در تمام دوران زندگی انسان با نقطه اثرات مختلف موجب دگرگونی در ابعاد مختلف زندکی بشر بوده‌اند. فیزیک بدن انسان و قابلیت تغییر فرمی و همزیستی محیطی اش، از اولین نمادهای بصری فیزیکی است که انسان با استفاده از آن توانسته ارتباطی تصویری برای نشان دادن فکر، هدف و پیام برقرار سازد. اما تاثیر این روش محدود به همان لحظه بوده و در نتیجه انسان راهی دگر برای بیان خود خلق کرد که تصویر سازی نمادین اولیه بر روی دیوارهای غار و بیان موقعیت( فردی، اجتماعی و محیطی) را می توان شروع این راه دانست.

سیر تکامل فکری انسان به مرور زمان با آزمون، خطا و کسب تجارب مختلف، سطح زندگی و روابطی جدید را ایجاد کرد تا توان تاثیر گذاری و پذیری خود را ارتقا دهد و به ثبت برساند و خلق آثار تجسمی که ایده اولیه در ذهن انسان بود را به نمایش گذارد. ایجاد مکان زندگی، ابزار و ادوات، لباس و… موجب اجتماع و همزیستی و خلق سازه های فیزیکی و ایجاد حجم بصری شهری شد و در کنار این سیرتکاملی انسان، افرادی با نکته بینی خاص و کاربردی، زبان بصری را هدفمند کرده و به ثبت این سیرتکاملی همت گماشتند.

با مرور و دقت خاص به آثار برجا مانده از هنرمندان تجسمی مانند مجسمه سازی، نقاشی و… و در طول زندگی انسان می توان از زوایای مختلف به ریزترین زوایای زندگی انسان گذشته پی برد ( اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و…) و تنها به زیبایی شناسی بصری که المان اولیه هنر تجسمی هست اکتفا نکرد. پیشرفت روز افزون انسان در مراحل مختلف و سرعت این تغییرات موجب انقلابی فکری و در بعد صنعتی در قرن ۱۸ میلادی شد و چنان تاثیر گذار بود که خود جامعه انسانی با رویارویی ای که خود موجب آن بود مجبور شد روش فکری و نحوه زندگی خود را بازبینی کند و چهار چوب را تغییر دهد، در حالی که هنر تجسمی نیز نقش بسزایی در این مرحله داشت.  بنابراین طراحی صنعتی هدفمند و علمی نقش خود را نشان داد. این همجواری علم و هنر به خلق وسایل ارتباطی اجتماعی منجر شد .

انسان همواره به ثبت اثری که بتواند زمان ثبت را در خود به طور محفوظ داشته باشد فکر می کرد و هنرهای تجسمی نیز نمی توانست زمان را ثبت کند چون پالایش شده ذهن هنرمند بود. اینجا بود که لازمه ساخت ابزار ثبت واقعیت در زندگی انسان اهمیتش را نمایان ساخت. با تجربه های گذشته در هنر تجسمی و صنعت نوین ابزاری اختراع شد، دوربین اولیه. حاصل این دوربین، ثبت زمان خود و ماند گاری در دوران بعدی شد. ثبتی که با هر تکنیکی نور و سرعت را تنظیم می کند، ارزش زمانی واقعی خود را داراست و با دقت بیشتری فکر انسان را چالش میکشد.

این ثبت در دوران اولیه (عکس) با مخالفت های مختلفی در جامعه هنری رو به رو و حتی به مرز بی ارزشی سوق داده شد اما نمی توان تاثیر بصری واقعه زمانی را در این ثبت کتمان کرد. به مروز زمان خاصیت عکس در جامعه تاثیر گذاشت و کاربردش در علم، هنر، تفریح و…مشخص و نامحدود شد. عکس به عنوان زبان بصری ساده ولی واقعی و ماندگارچنان تاثیری بر روی بیننده داشت که زبان بصری متفکران دوران بعد انقلاب صنعتی نام گرفت و شروع به تاثیر در تمام زوایای زندگی انسان کرد که تاکنون نیز ادامه دارد. عکس حتی پا را فراتر گذاشت و به عنوان یک وسیله هنری نقش خود را در خلق آثار هنری و ارزشمند نشان داد. اکنون و در هزاره سوم تاریخ دوربین و ثبتش “عکس”، در تمام زوایای زندگی انسان نقش خود را حفظ کرده و ابزاری کاربردی و هدفمند محسوب می‌شود.

در حال حاضر یک عکس در هر ژانری و هر زمینه و با هر کاربردی که باشد می تواند از زوایای کاربردی مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد و به زمان ثبتش ( هنر، جامعه شناسی، فرهنگ، بوم شناسی و…) شناخت پیدا کرد. خلاصه بگویم عکس یک “رسانه” است. عکس پیام خود را با چنان تاثیری انتقال می دهد که ذهن را درگیر کرده، ایجاد کنش و واکنش می کند و زبان را به سکوت هدایت کرده و می گوید فقط مشاهده گر باش…بله، عکس آروزی بشر در ثبت “آن” بوده و حالا بشر به این آرزو رسیده است که زمان را ثبت کند.

نویسنده: کوروش پوربهزادی

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نه − هشت =