دو نامه در یک هفته از بهترین بازیگر جشنواره کن ۲۰۱۶ سید شهاب حسینی

متن کامل نامه های شهاب حسینی

سید شهاب حسینی بهترین بازیگر جشنواره کن ۲۰۱۶ هم مانند تمام ایرانیان در این روزهای غمبار سال ۱۳۹۸ اندوهگین است؛ او هم از تلاطمهای آبان تا دی ماه شگفت زده و بیقرار است. اما نوع نگاه او به اقدام سایر هنرمندان در قبال این وقایع متفاوت است. او در هفته ای که گذشت و در پی انصراف گروهی از هنرمندان از جشنواره ی فیلم فجر دو بار دست به قلم شده است. بار اول برای بیان دیدگاه خود در این زمینه و بار دوم برای دفاع از نظراتش.

در گام اول ، پست نخست وی را بخوانید که به شرح زیر است:

“دوستان هموطنان، همدردان. مردم رنجیده و رنجدیده. روحمان آزرده و دلمان شکسته می‌دانم.اعتمادمان سلب شده و حال عمومی‌ما را به این روز درآورده. در همین سرزمین زیستم و چون شما نیک می‌دانم.


اما این را نیز می‌دانم که روزگار امروز محصول غلبه همیشگی احساسات، بر عقل و منطق ما در همه ادوار تاریخ و در همه سطوح اجتماعی و فرهنگی است.
وارث یکی از بزرگترین گنجینه‌های تاریخ و ادبیات در جهان هستیم در حالی که در زندگی روزمره‌مان نهادینه نشده و نمودی ندارد.
برخورد احساسی ما درباره آینده شخصی و اجتماعی‌مان مانع از درخشش آفتاب آگاهی و عقلانیت در زندگی‌مان شده.
تا آنجا که اول عمل می‌کنیم، بعد فکر می‌کنیم و چه بسیار که فکر نکرده عمل می‌کنیم. فرمانی در دست احساسات برخاسته از عجله در همه چیز، در تصمیم گیری، قضاوت، اظهارنظر، گرایش و واکنش.

وقت آن نرسیده که بیش از پیش از چاشنی تامل و تفکر و تعقل بهره ببریم؟

درباره سیاست‌های کلان مملکتی چون از دانش کافی برخوردار نیستم، صاحب نظر هم نیستم و بعید می‌دانم نظر شخصی‌ام، تاثیر چندانی بر روند وقایع داشته باشد. هرچند عیان است نسبت به دو دهه قبل، بیشتر از غلبه احساسات بر منطق رنج می‌بریم. اما در حیطه حرفه‌ای خود گاهی ناگزیر از ذکر مطالبی هستم.
در احوالات مواج و گل آلود. کم نیستند موج سواران و ماهیگیران آب گل‌آلود. با عشق و ارادت به تمامی‌خانواده‌های داغدار وقایع اخیر به خصوص عروجیان هواپیمای مسافربری، لازم به ذکر می‌دانم، سقوط سهمگین دیگری تهدیدمان می‌کند و آن، سقوط از مرز استانداردهای رفتاری در جامعه است که این روزها در انواع مختلف شاهد آن هستیم؛ از صفحه تلویزیون گرفته تا سطح و عمق جامعه در فضاهای حقیقی و مجازی.
دوستان! شاید در حال حاضر شرایط فعلی متناسب این مطلب نباشد اما عملکرد تعدادی از همکاران که بعضا در پشت آن انگیزه‌های شخصی فراوان موج می‌زند، این واکنش را طلب می‌کند.

جشنواره فیلم فجر جدای از نام و مناسبت برگزاری آن، به لحاظ تکنیکی، همواره تنها جشنواره رسمی‌کشور تلقی می‌شده که شاید کلیه سیاست‌های سینمایی سال بعد از خود را اعم از نوبت اکران آثار، سیاست‌های تولید، روش و خط مشی سینما را رقم می‌زده و از این بابت همواره مورد توجه سینماگران در بخش‌های مختلف و محلی جهت ارائه، کشف، رشد و پیگیری فعالیت حرفه‌ای قلمداد می‌شده. لذا حضور در آن همواره برای فیلمسازان داخلی حائز اهمیت بوده.
هر ساله هم شاهد استقبال گسترده مردم و خاصه مخاطبین سینما بوده و طی سال‌هایی که از آن گذشته، رقم زننده بخش قابل توجهی از تاریخ سینمای ایران بوده که مسلما مانند بسیاری جشنواره‌های دیگر در دنیا متولیان دولتی داشته.
حال تعدادی از همکاران بنای اعلام انصراف از جشنواره گذاشته‌اند.
با احترام به تصمیم شخصی آنان، نسبت به آن نقدی دارم که عرض می‌کنم. اولا این حرکت دامن زدن به افتراق جامعه به خودی و ناخودی است و این در حالی است که جامعه و مردم بیش از هر زمان دیگری به همبستگی و دلداری یکدیگر نیازمندند.
این رفتار حتی در میان هنرمندان و طرفداران و مخاطبینش نیز شکاف عمیق و شاید جبران ناپذیری ایجاد کند که به صلاح هیچ کس نیست.و این تصور که کسانی که ترجیح به انصراف نمی‌دهند، همدرد و شریک حال مردم و جامعه نیستند و موضعی مغایر با مردم دارند، سخت اشتباه است.
حق یک فیلم با تمام مشقات و مشکلاتی که در راه ساخته شدن دارد، هست که دیده شود و در مناسبتی رسمی‌مورد ارزیابی قرار گیرد. این موضوع از بابت انگیزه تمامی‌عوامل یک فیلم با سرنوشت هنر سینمای کشور، ارتباط مستقیم دارد.
چه بسا که طی دهه‌های گذشته، چنانچه نیم تمرکز سیاسی و نظامی‌کشور را اگر صرف ساختن فرهنگ سینما به قدرت هماوردی با‌هالیوود می‌کردیم، شاید امروزه با تکیه بر غنای تاریخی و فرهنگی و ایمانی که از آن برخورداریم، نیمی‌از جهان را به مرام و آیین خویش درآورده بودیم.بماند!در نهایت قربانی شدن فرهنگ و هنر دست کمی‌از فجایع ندارد.

سیمرغ فیلم فجر
سیمرغ فیلم فجر

دوم اینکه جشنواره تماما امکان بدل شدن به یادواره‌ای برای تقدیم شدن آثار به از دست‌رفتگان مدت اخیر و زنده نگه‌داشتن یاد آن‌ها را داراست و تریبونی برای بیان رسای احساسات و همدردی با دردمندان.
یادواره‌ای که رنگ و بوی یاران از دست رفته را به خود بگیرد و تبدیل به مراسمی‌برای گرامیداشت و زنده نگه‌داشتن شکوه یادشان باشد.
لذا این بنده کوچک بدین وسیله این حرکت را تایید نمی‌کنم و آن را گامی‌در جهت همدردی تلقی نمی‌نمایم.
هنر و فرهنگ حق مردم هر سرزمین است و در هر محفلی و تحت هر عنوانی که مجال بروز و ظهور پیدا کند، تاثیرگذار جامعه خویش خواهد بود، ای کاش نیت‌های‌مان هم خالص باشد و بنا به صلاح شخصی خود فی‌المثل ترس از بزخورد تحقیرآمیز مخاطب با فیلم‌مان به سیاق و روال ادوار گذشته، پشت احساسات پاک مردم قایم نشویم.
اوست یگانه حی و حاضر و ناظر.
هم قصه نانموده داند،
هم نامه نانوشته خواند.» “

سید شهاب حسینی پس از ارسال این نوشته، مورد آماجی از انتقادها و گاه توهین‌ها واقع شد، به همین دلیل بار دیگر مجبور شد دست به قلم شود و در صفحه ی اینستاگرامیش در فضای مجازی چنین بنویسد:

“باز هم سلام،

این بار خاصه به همه کسانی که بنده را آماج سیل انتقادات، قضاوتها، فحاشی‌ها و نفرین‌ها قرار دادند و حتی به فرزندان بیگناه بنده هم رحم نکردند.

در برابر شما ادب می‌کنم و با نگاهی چون لقمان به شما می‌نگرم و پرهیز می‌کنم از آنچه شما انجام داده اید.

همینطور که فهمم شد با این خشونتی که در وجود شماست، چنانچه در مسند قدرت بودید، عملکردی بهتر از آنچه امروز شاهد هستیم نداشتید.

بار چندمی‌است که بنده را به دلیل ابراز عقایدم به بدترین شکل مورد عتاب قرار می‌دهید و انگ وابستگی سیاسی می‌زنید.

به مدد خدای بنده نوازم، بند ناف ارتزاق اعتباری و اقتصادی زندگیم جز به درگاه رحمتش وصل نیست که وسیله آنرا در درون روح و قلبم به ودیعه نهاده.
به لطف یار، نان بازو میخورم.

ارادتمند تمامی‌انبیا و اولیا در تمام ادوار تاریخ بشریت هستم، آن نیز با سوختن خود جهان اطراف خود را روشنی بخشیدند. و بیش از آن‌همواره در تقابل با قدرت‌های زمانه خویش بودند.

قدرت‌هایی که به گواه تاریخ، تعدادی از آنان حتی خود را به زینت شریعت دینی آراسته و در ظاخر به مناسک آن عمل می‌کردند.

با مطالعه تاریخ به خصوص در احوالات ائمه اطهار علیهم السلام به روشنی با آن‌مواجه میشویم.

بنده در نام فامیلم نام کسی را در شناسنامه دارم که خود یگانه مظهر ایستادگی در برابر قدرت نامشروع نامطلوب وقت بود.

عشق و ارادت قلبی به پیامبر اکرم و امامان معصوم، به واسطه پدرم در تار و پودم‌تنیده، و حتی به قیمت جان حاضر به فروختن آن به بهای ناچیز وابستگی سیاسی و فکری به هیچ نهاد قدرتی چه در ایران و چه در خارج از ایران، نبوده و نیستم .
تا خدا بنده نواز است، به خلقش چه نیاز؟
جامعه ام بدند تا آخر عمر و به هیچ بهایی دست از عقیده قلبی ام نخواهم کشید.

بنابراین انتصاب هرکسی که از اعتقادش سخن می‌گوید، به نهاد قدرت صرفا به خاطر تشابه گفتار اعتقادی در ظاهر، قضاوتی است که طبعا از کم آگاهی نشات میگیرد.
بنده هم به عنوان یک ایرانی، دل در گرو سرزمینم و مردم آن دارم.

منتقد بسیاری از مواردی هستم که بر سر جامعه ام آمده.
منتقد عدم وجود صبوری لازم برای شنیدن اعتراضات به حق مردم هستم
منتقد نوع رویارویی با مردم پرسشگر در سال هشتاد و هشت هستم.
منتقد کشته شدن هموطنانم در آبان ماه.
منتقد آن دستپاچگی و عجله ای هستم که منجر به فاجعه سقوط هواپیمای مسافربری شد.
این را معتقدم الان وقت کنارکشیدن نیست.
تحریم فستیوال و عدم حضور راه چاره نیست.
چرا که جا برای کسانی باز میشود که انگیزه‌های دیگری دارند.
الان باید بود و حرف زد.
دست از ظاهر بینی برداریم.

چطور می‌توانیم دست از انصراف برداریم، در حالی که کارهایی در کارنامه خود داریم، که بودجه آن از نهادهای قدرت تامین شده است؟!

اگر ریاکاری نیست، پس چیست؟

به اندازه مثنوی هفتاد من می‌توان نوشت، اما در حوصله مخاطب نمی‌گنجد. دیر یا زود ناگزیر از ترک این گردونه عظیم خواهیم شد.
هرکه هستیم، هرکجا‌ هستیم و بر هر مسندی که تکیه زده ایم .

سید شهاب حسینی”

ذکر این نکته حائز اهمیت است که هم سید شهاب حسینی و هم مخالفان تحریم جشنواره انسانهایی آزاد و اندیشمند هستند که می‌توانند نظرات خود را داشته باشند ، حتی کسانی که نه با سید شهاب حسینی موافقند و نه موافق تحریم جشنواره هسند نیز نظراتشان محترم است اما این سوال مطرح است که چرا یک هنرمند نمی‌تواند نظرات خود را بدون حاشیه‌های جنجالی مطرح کند. آستانه ی تحمل مخالفان در بین جمع هنرمندان بسیار پایین است و لازم است این گروه از اجتماع که از گروههای مرجع به شمار می‌روند بیشتر اهل گفتگو و مدار باشند تا به ارزشهای انسانی به طور عملی احترام گذارند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.