دوران ” نقد و پند” در ایران به سرآمده است!

قسمت اول

دوران “نقد و پند” در ایران به سرآمده است | جبار آذین | سرزمین هنر | فرهنگ و ارتباطات | سال ها است که دوران نقدهای حرفه ای و سازنده و کلاسیک، نقدهای مکش مرگ ما و بحث و پند و موعظه در کشور ما به پایان رسیده و جای آنها را انتقادهای تند و اعتراض گرفته است.

در روزگارانی که نقدخواننده و خریدار داشت،آدم های اشتباهی مملکت و اشتباه های آن ها کم و کوچک و قابل اصلاح بودند و گوش هایی برای شنیدن وجود داشت و اگرنسبت به عملکرد فرد، جریان ودستگاهی نقدمی شد،به دلیل وجودوجدان و درک نسبی ازسازندگی نقد،طرف انتقاد می کوشید تا به اصلاح خود و عملکردها وآثارش بپردازد.

در واقع هنوز خطاهاکوچک بودند ومدیران بیش ازمیزبه اخلاق گرایش داشتند، دزدها،تخم مرغ دزدبودند و همچنان بوی فرهنگ و معنویت درفضای جامعه جریان داشت ومنافع وسوداگری ومقام،افرادرانفریفته وسرمایه سالاری درکشورحاکم نشده بود.

تخم مرغ یا شتر دزدی هنری

این اوضاع،دست کم تانیمه دهه دوم انقلاب وجود داشت، ولی به مرور، اشتباه ها،انحراف ها،بی هنری ها وحیف ومیل ها گسترده شد و تخم مرغ دزدها، شتردزدشدند و.. درآن دوران، نقد محترمانه، محققانه و سازنده، کارکرد داشت،

امادر دوران جدیدکه بسیاری از چیزها تغییر کرده بود، شیوه نقد سابق،دیگر پاسخگو نبود و باید به موازات تندروی ها و انحرافهای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی،نقد ملایم ومطبوع،جای خودرابه نقدتند و اعتراضی می داد.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید
تفاوت «منقد» و « منتقد»
تفاوت «منقد» و « منتقد»

این پدیده درشرایطی رخ داد و می دهدکه جماعتی ازمنقدان همانجاودرهمان دوران پیشین ماندند و درجا زده ومی زنند.این وضع اسفناک به گونه ای است که گروهی از منتقدان قدیمی و منفعل،همچنان باعشقبازی های “کازابلانکا” سرگرم هستند و تغییرات اجتماعی و اقتصادی وفرهنگی و سینمایی کشور ونیازهای روزمخاطب رانمی بینند. به عبارتی روشنفکران و پرچمداران فرهنگ، بازهم ازجامعه، عقب ماندند.

مردم و منتقدان

مردم درمواجهه با مشکلات ونابسامانی ها،شیوه اعتراض رادرپیش گرفتند،اما منقدان،درهمان حال وهوای سابق مانده اند! طیف هایی از نسل جوان هم که شناخت کافی ازاوضاع مملکت،مسوولان،هنرمندان و..ندارندواغلب عشق هنر،سینما و شهرت هستند،

دچارمحدودنگری ومحدود نویسی شده وبه جای پرداختن به علت ها،ساختارها واسباب مشکلات،بامسایل کوچک ومعلول هاسروکله می زنند.درچنین اوضاع است که بازهم باصدای بلند می نویسم: افراط هاوانحراف ها وفسادهای موجود بانقدهای کلاسیک و رایج،سازگارنیست و نقدامروز بایدتند،صریح وشفاف والبته منصفانه باشد وبه علت ها ومسبب هابپردازد.

گرچه این نوع نقد عوارض و غرامت دارد، ولی اگر ادعای منقدی و نقدنویسی داریم،بایدصبورباشیم و تبعات آن را بپذیریم، درغیر این صورت بهتراست به صف چرندنویسان،چاپلوسان وخورندگان مال مردم بپیوندیم!

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

8 − 1 =