در سوگ یک عاشق | دلنوشته ای برای زنده یاد استاد هادی شفاییه

جواد پورسعید

استاد هادی شفاییه از پیشکسوتان عکاسی دارفانی را وداع گفت. آنچه می خوانید دلنوشته ی یکی از شاگردان مکتب اوست که اکنون خود کسوت استادی به تن کرده است.

در سوگ عاشق

روحت شاد استاد هادی شفاییهبراستی با رفتار و منش خود،نه تنها رعایت نظم در مباحث فنی عکاسی، بلکه چگونه نظم داشتن در زندگی را نیز به ما آموختی.

وقتی که با حق التدریسی که حتی به اندازه هزینه ایاب ذهاب به دانشگاه هم نمی شد، زیرموشکباران تهران،جلوی گونی های شن، چگونه عکاسی کردن را به ما یاد می دادی، عشق ‌را نیز به ما آموختی.

زمانی که متوجه شدم بخاطر عکاسی، قید درآمد بالای داروخانه پدری را زدید و با داشتن مدرک دکترای داروسازی، در تاریکخانه عکاسی ساعت ها وقت صرف می کردید تا یک عکس خوب و بدون اشکال چاپ کنید ،علاقه به کار را به ما آموختی.

شما از چهره های ماندگار در هنر عکاسی هستید که بدون چشمداشت مادی، بیشتر اساتید فعلی دانشگاه‌ها را پرورش دادید.
وقتی به پاس زحمات شما،خانه عکاسان ایران پیشنهادم را برای نکوداشت شما پذیرفت، بی نهایت خوشحال شدم و وقتی در مراسم نکوداشت،پیامتان با صدای گرم و دلنشین خودتان پخش شد، شاهد جاری شدن اشک ذوق در بین شاگردانتان بودم.
از پسر کوچکتان نیما که دراین سی سال پس از مهاجرت، همواره یار و یاورتان بود، تشکر و قدردانی کرده و به ایشان تسلیت می گوییم.
اکنون که از نظر جسمی پیش ما نیستید ولی بدانید که در ذهن یکایک شاگردان و دوستداران خود جای دارید زیرا شاعر بزرگ می فرماید:
سعدیا مردنکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
جوادپورسعید | نهم شهریور۹۷


«سرزمین هنر» فقدان این استاد و هنرمند پیشکسوت را به خانواده محترم وی و شاگردان و دوستدارانش تسلیت عرض می نماید. برای شادی روح استاد هادی شفاییه دست به دعا بر می داریم و برای بازماندگانش صبر و اجر مسئلت می نماییم.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 × سه =