در انتظار سیمرغ؛ پیوند سنت و مدرنیته

سیروس رومی

در انتظار سیمرغ عنوان نمایشگاهی است که در روزهای پایانی سال 1397 در گالری وصال شیراز در حال برگزاری است. این نمایشگاه که از آثار کولاژ هنرمند شیرازی محمدحسن گلبن حقیقی برپا شده است توجه منتقدان را به خود جلب کرده است.نقد این نمایشگاه را به قلم سیروس رومی‌پیشکسوت روزنامه نگاری شیراز می‌خوانید

در انتظار سیمرغ ؛ پیوند سنت و مدرنیته | محمد حسن گلبن حقیقی با دگرگونی در دیدگاه ساختاری آثارش و رویکرد بیشتر به مدرنیته و از طرف دیگر وفاداری به هنرهای سنتی به خلق آثاری انتزاعی دست یافته که در زیر لایه‌های مفهومی‌و حسی آن، روح فرهنگی و هنری ایران پدیدار است.

هنرمندی برآمده از مسجد

گلبن هنرمندی برآمده از مسجد است و در طول زندگی با کنکاش در هنرهای تجسمی‌به حوزه نوآوری در تفکر و اندیشه‌هایش ارتقا یافته و سعی می¬کند، پلی ارتباطی در سنت و مدرنیته بسازد تا هرکس بتواند با گذر از این پل به دیدن معنایی آن نفوذ کند.
یکی از ارکانهای اصلی او انتخاب مواد آثارش، نگاه و انتخاب درست او از هنرهای عشایری و بومی‌کشورش و بویژه فارس و دیگر شناخت عناصر بصری هنر ایران است.بخصوص در رشته-های هنر زیراندازها، کاشی و مینیاتور.

وفادار به تصاویر دوبعدی

در آثار گلبن همچون هنرهای سنتی، عنصر مناظر و مرایا “پرسپکتیو” وجود عینی ندارد و فاداری اش به تصاویر دو بعدی را بر مبنای فرشهای گوناگون نشان می‌دهد، در طراحی که با ترفندی هنرمندانه بعد سوم را به چشم‌های مخاطبش ارجاع می‌دهد. و از این طریق به پرسپکتیو درونی دست می‌یابد.
“اندره لوت” صاحب نظر و هنرمند فرانسوی می‌گوید: “…..بدین ترتیب امر نشان دادن این عمق از دیرباز روح نقاشان را تسخیر کرده بود ، بهترین روش فنی را در به کار بردن سطوح پیاپی بازیافت.در این روش هر سطح پی در پی به ذهن متبادر می‌نماید. نبوغ هنرمند در این زمینه آن است که سطح¬های مختلف را با فاصله¬های مساوی تنظیم نماید و بیننده را قدم به قدم در مکان¬های گوناگون رهبری نماید.”

آرمان شهر

این نوع نگرش در اکثر کارهای گلبن موجود است به ویژه در تابلوهای “آرمان شهر” و به ویژه در تابلوی بزرگی که قبل از ورود به نمایشگاه خودنمایی می¬کند و در تابلوهای انتظار، زنان عشایر، اسبهای عاشق و …..

در انتظار سیمرغ
در انتظار سیمرغ


اما در آثاری دیگر او تنها به نمادها و تکرار آن‌ها نه در یک فرم لیکن به تکرار مربع¬هایی می-پردازد که خطوط معماری‌ها در چینش آجرها و کاشی¬های مساجد به ذهن متبادر می¬کند.
گاه کلمه یا حرفی در اثر می‌نشیند که به نوعی تجربه ای جدید را شاهدیم. به حوزه نقاشیخط و چون تجربه¬ای خام است آن را در بروشور نگنجانده و حذف شده¬است.

گلبن فرش ” به صورت عام” را می‌شناسد و سعی می‌کند حس نوستالوژیک خود را در پذیرش شیوه کارگری فرش “گلیم” به میان جامعه ی خود برده و آن را از کاربرد زیرانداز به یک سطح هنری ارتقا می‌دهد.

به دنبال مفهوم

من به شدت مفهوم گرا هستم حتی در کارهای آبستره هم دنبال مفهومی‌از رنگ و نقش می‌گردم تا با حس هنرمند نزدیک شوم، اگر حتی در کارهایی مانند “کاندینسکی ” که تنها از چند سطح رنگی خلق شده باشد. طبیعی است در کارهای گلبن بعد از حظ بصری که حاصل هم می‌شود، و در همین رودر رویی به هدف، حرف¬ها، باورها، و نگاه هنرمند و در نتیجه شناخت معنایی دست می‌یابم.

در انتظار سیمرغ
در انتظار سیمرغ

گلبن هنوز هنوز وابسته به عرفان اسلامی‌است و باورمند.او بیشتر روی موضوع انتظار کارکرده است، انتظاری که به صورت مذهبی اش در اکثر دین‌ها جایگاه خاصی دارد، از “سیوشانس” “زرتشتی¬ها” “رستاخیر مسیح” و بالاخره ظهور مهدی (عج). مفهومی‌دیگر را می¬شود در آثار دید که دیدگاه جزئی نگر می¬خواهد.انتظار به صورت نمادین در تغییر فصل¬ها و رسیدن بهار، انتظار یک عاشق و ….
تنها اثری که هم از جه رن و هم از جهت موضوع تک افتاده مجنونی تنها است. تابلویی با رنگ‌های چرک (نسبت به انتظارها) و مجنونی در کنار دایره‌ها و پیچ و تاب اسلیمی¬های سرگردان. او هم منتظر است بدون حیوانات وحشی، قصه¬ها و اشید نوعی مجنون امروزی.
سیمرغ‌های گلبن خود واگویه‌های برداشت‌های عرفانی هنرمند را دارد که از نظر مفهومی‌یا انتظارها استمرار می‌یابد.

کلام آخر:


نمایشگاه نشان از جهش و دگرگونه دیدن گلبن است. در بازتاب خلاقیت، تجربه و کار. در نمایشگاه پویایی را کامل می‌شود حس کرد و خرسند بود که وقتی از نمایشگاه بیرون می‌آیم، حس می‌کنم وقت خود را تلف نکرده ام.
شادی زیر پوستم جریان دارد.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.