درباره صادق چوبک | داستان نویس ظلمت

میر اصغر موسوی

چوبک داستان نویس ظلمت

میر اصغر موسوی/ درباره ی صادق چوبک

(به مناسبت 13 تیر سالمرگ و 14 تیر زادروز نویسنده)

 

صادق چوبک داستان نویس برجسته ای است. رمان «تنگسیر» او شهرت جهانی دارد و به بیست زبان ترجمه شده است. تهیه فیلم سینمایی از روی این رمان توسط امیرنادری باعث شهرت و شناخته شدن این اثر در بین همه مردم و طبقات اجتماعی ایران شد. چوبک رمان دیگری دارد با نام” سنگ صبور” که زیاد خوانده شده، اما بر این اثر از خیلی‌ها از جمله «براهنی» ایراد وارد است.

«سنگ صبور» از دید براهنی

«رضا براهنی» که بی دریغ و بی محابا چوبک را ستایش می‌کند، چنانچه یک چهارم از متن کتاب ” قصه نویسی” را به او اختصاص داده و چوبک را به بلندای قله داستان نویسان ایرانی کشانده، از «سنگ صبور» چندان رضایت خاطر ندارد و به خصوص از هفتاد صفحه پایانی کتاب بسیار ناراضی و متاسف است.

سنگ صبور-صادق چوبک
سنگ صبور-صادق چوبک

بقیه آثار چوبک داستان کوتاه است و چند نمایشنامه. برای بررسی و نقد آثار او به این داستان‌ها توجه باید کرد، که قلمروی بیشتری را در بر گرفته و چوبک به موضوع‌های متفاوت و مختلف پرداخته است.

ویژگی خاص چوبک

ویژگی مهم چوبک نسبت به معاصرین خود – صادق هدایت و بزرگ علوی – توانایی اش در گفتگو نویسی است. گفتگوهای عامیانه و لهجه دار بار نخست توسط چوبک در داستان فارسی به کار گرفته می‌شود. بی تردید او استاد گفتگو نویسی است و در توصیفات عینی بسیار تواناست.

این توانایی اما نقطه ضعف او نیز است. چوبک با پرداختن زیاد به جزئیات و ریزه کاری‌ها از رئالیسم متداول به رئالیسم افراطی و به تعبیر بعضی‌های دیگر به ناتورالیسم کشیده شده است.

خیمه شب بازی

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

اولین مجموعه داستان چوبک( خیمه شب بازی ) به اثری رئالیستی مشهور شد، اما پرداخت بیش از حد لزوم به جزئیات، بر این نظر خدشه وارد می‌کند.

خیمه شب بازی- چوبک
خیمه شب بازی- چوبک

خیمه شب بازی بیشتر توصیف طبیعت و مناظر است و جانمایه ناتورالیستی دارد. این اثر بعد از انتشار” با خود تبی فراگیر پدید آورد…قصه‌های این مجموعه با رئالیسمی‌افراطی تشعشع می‌کرد…این اهتمام چوبک ساخت ویژه ای به کارهایش داد. ساختی عکس وار، …” (سپانلو)

این عکس واره‌ها که سپانلو از آن سخن می‌گوید به تعبیر بهارلو” … به توصیف جنبه‌های آلوده و چرک زندگی معطوف است؛ گرایشی که از آن به رئالیسم سیاه … می‌توان تعبیر کرد”.

رئالیسم سیاه

«چوبک» ناتورالیست است یا رئالیست، هنوز شاید جای بحث و بررسی بیشتر می‌طلبد. اما درون مایه آثار او سیاه است. فضای داستان‌ها شوم و کریه است و فساد و تعفن و پلشتی و بیماری و آلودگی و در نهایت مرگ بر داستان حاکم است.

در زندگی و بالطبع در هنر و ادبیات ظلم و فساد و سیاهی امری ذاتی و تغییر ناپذیر نیست. در ادبیات بیان ظلم به منظور نشان دادن غیبت عدالت است. ترسیم و توصیف زشتی بر غیبت زیبایی تاکید دارد، نه اصالت زشتی. به همین دلیل نیز هنر و ادبیات در توصیف بدترین وضعیت در جستجوی راه برای اصلاح آرمانی است.

چوبک اما چرک و عفونت و مرض را می‌بیند و تا حد ممکن آن را بزرگ می‌کند و آسمان روزگار ما را سیاهتر نشان می‌دهد. این درون مایه بدون شک ناتورالیستی است.

یأس و نا امیدی، استیصال، ناکامی، خشونت و مرگ‌های دلخراش حاصل از آن، غلبه محیط بر انسان و ملالت در زندگی روزمره را نظریه پردازان ادبی و منتقدان ادبیات داستانی درون مایه اصلی داستان‌های ناتورالیستی می‌دانند. و این همه با شدت و حدت زیاد در آثار چوبک خود را نمایش می‌دهد.

نکته دیگری که در ناتورالیسم بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد، بروز طبع حیوانی انسان است که بنا به سرشت حیوانی اش شهوت ران می‌شود. چوبک زمانی که به این الزام ناتورالیستی می‌رسد، با توجه بر اینکه تحت تاثیر فروید است و فرویدیسم بر آثار او تسلط دارد، داستان‌های قدرتمندی خلق می‌کند که متأسفانه همه ارزش‌های انسانی را زیر پا می‌گذارد و خواننده را در حالتی که به تهوع شدید گرفتار شده و مدام استفراغ می‌کند، رها می‌کند.

«چوبک» جزو نویسندگان پیشتاز داستانی است و هم دوره با «صادق هدایت» و آقا «بزرگ علوی» ، اما انسان پیشتاز و آرمان گرا نیست.

او تسلیم سیاهی است…

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.