دختر کشیش

جورج اورول

دختر کشیش (به انگلیسی: A Clergyman’s Daughter) کتابی‌ست نوشته جورج اورول نویسنده انگلیسی که اولین بار در سال ۱۹۳۵ در شهر لندن توسط Victor Gollancz منتشر شد.

نویسنده ی کتاب «دختر کشیش» در ایران و بیشتر کشورها با قلعه ی حیوانات و 1984 مشهور شد و اکثریت مخاطبان با دیدی کاملا سیاسی به دنبال آثار اورول پرداختند. دیدگاهی که نه تنها اورول بلکه خیلی از نویسندگان دیگر(به خصوص روس) درآن جای داشتند.پیش بینی‌های اورول از انقلاب و استالین بر کیفیت کتاب‌هایش می‌افزاید.این داستان همچون نوشته‌های دیگر جورج اورول یک داستان انتقادی است.

خلاصه داستان

کتاب دختر کشیش اثر جورج اورول در سال 1935 است. اکثریت مخاطبان با دیدی کاملا سیاسی به دنبال آثار اورول می‌پردازند. دیدگاهی که نه تنها اورول بلکه خیلی از نویسندگان دیگر(به خصوص روس) درآن جای داشتند.پیش بینی‌های اورول از انقلاب و استالین بر کیفیت کتاب‌هایش می‌افزاید.

دختر کشیش کتابی است با دنیایی متفاوت و نگارشی ساده‌تر از هر چیز که اورول تاکنون نوشته است. شخصیت اصلی داستان دختر کشیش (دوروتی) است که در محیطی خشک، یعنی خانهٔ پدرش (کشیش) زندگی می‌کند. دوروتی دختری است که از کودکی تحت تعلیمات خشک و تحجر گرایانهٔ پدرش بزرگ شده‌است. هر چند دوروتی تا حدودی روحیهٔ منحصر به فردی دارد.

دختر کشیش نمایندهٔ مسیحیتی پیش پا افتاده و خشک مقدس است. وضعیتی که کشیش برای دخترش ایجاد کرده‌است و مشکلاتی که دوروتی با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند (مانند بدهی‌ها و فقر) ذهنیت اصلی داستان است و دوروتی تا قبل از فراموشی و زندگی عادیش تنها به همین مسائل فکرمی‌کند.

در بخشی از کتاب دوروتی فراموشی می‌گیرد. و به دنیایی جدید پای می‌گذارد.دنیایی که کاملاً متفاوت از دنیای گذشته‌است. و دوروتی تنها و درمانده از پس آن بر می‌آید. زمانی است که او حتی به دعا و نیایش نیز فکر نمی‌کند. و کلیسا در برابرش تقریباً‌هاله‌ای غبار آلود در ذهن درمانده اش است. کلیسایی که از کودکی برای آن فعالیت کرده‌است. دوروتی در داستان دچار کشمکش‌های ذهنیتی در ارتباط با مذهب، فقر، پدرش، کلیسا و … می‌شود. که در دورهٔ فراموشیش به آن‌ها فکر کرده‌است.

در فصلی از کتاب، شاهد گفتگوهای نیم خطی و کوتاهی از شخصیت‌های بی خانمان داستان هستیم که دوروتی نیز جز آنهاست. جایی که سرمای خیابان‌هایش تا مغز استخوان خواننده هم نفوذ می‌کند.

دیدگاهی که دوروتی نسبت به کلیسا و مسائل دیگر پیدا می‌کند کاملاً طبیعی است. تجربهٔ دوروتی از زندگی و کار کردن با کارگران فصلی لندن و خوشه چینی، آس و پاسی او و دوستان نیمه راهش و شعرهای تلخی که خوشه چینان در هنگام کار می‌خواندند، ایمان دوروتی را نسبت به عقاید مذهبی پدرش سست کرد و او خود دریافت که دیگر ایمانی مانند گذشته ندارد.

بر دوروتی چه گذشت؟

چه چیزی او را از ازدواج با آقای واربرتون با درآمد سالیانه هفت صد پوند بازداشت؟

سیر فراموشی و بازگشت به خویشتن –به تعبیر کشیش، سفر- ایمان او را کامل کرد و یا کمرنگ؟

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

آیا او از ابتدا حقیقتاً دیندار و مومن بود و یا رشد یافتگی اش در بستر پدری متعصب او را بدین گونه بار آورده بود؟

حفظ اخلاق در هنگام بی ایمانی اش به نجات او انجامید؟

آیا او مانند گذشته به مداوای رماتیسم زن سالخورده اهمیت می‌دهد و افکار پلید را با فرو کردن سوزنی در بازویش از خود دور می‌کند؟

آیا او می‌تواند آوازهای کولی‌های دوره گرد و خوشه چین‌ها را فراموش کند و همراه با گروه کر کلیسا هم خوانی کند؟

ایمان دوروتی از پدرش با ارزش تر است. اوست که بدون پشتوانه ی ایمان نسلی و در فراموشی مطلق دچار شک نشد. اوست که با وجود اختیار به کلیسا بازگشت.

جملاتی از کتاب

انتخابات تنها موقعیتی است که در آن فرصت رد و بدل کردن لبخند با یکی از افراد سرشناس به دست می‌آید .

 

تو این دنیا به اندازه کافی بدی هست ، دیگه احتیاج نیست آدم عمدا دنبالش بگرده .

 

شوورش اون قدر مذهبیه که آبجیم تا حالا پونزده تا بچه زاییده .

بی ایمانی مانند خود ایمان در درجه اول از منطق ریشه نمی‌گیرد ، در واقع تحولی است که در فضای ذهنی انسان رخ داده و تکوین می‌یابد .

این کتاب در ایران توسط مهدی افشار به فارسی ترجمه شده و توسط انتشارات سروش اندیشه در سال 1369 منتشر شده است. ,

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.