جشنواره جهانی فیلم فجر ،میتینگ هنری یا آرمانگرایی فرهنگی؟

جشنواره جهانی فجر، راهی برای اعتلای هنر مستقل یا تلاشی برای جبهه سازی هنری قسمت دوم

سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر در حالی به کار خود ادامه می دهد که مهمانان مختلفی از سراسر جهان در قالب‌های مختلف پا به ایران گذاشتند به امید یک رویداد میمون و الحق و الانصاف تمام امکانات سخت افزاری در برگزاری چنین رویدادی در حد وسع کشورمان به خوبی فراهم شده تا تمام مهمانان داخلی و خارجی با طیب خاطر به برنامه‌های فراهم شده بپردازند.

اما مهمتر از چنین قوتی در برگزاری مراسم بدون شک درون مایه این جشنواره است که باید دید آیا کشور ما توانسته بستری باشد برای ترویج یک موج جشنواره ای یا خیر؟!

در ادامه قسمت قبلی این نوشته، در این نوبت به این مسئله اشاره خواهم کرد که آیا در همین سیستم خوب برگزاری جشنواره آیا تمهیدی برای بازخوردها و تاثیرات این جشنواره در محیط هنری فرهنگی و اجتماعی ایران و کشورهای دیگر اندیشیده شده است!؟

همه ی اهالی هنر همچون افراد معمولی جامعه و حتی چه بسا بیشتر در جریان مناسبات فرهنگی اجتماعی جامعه که معمولاً متأثر از اوضاع سیاسی و اقتصادی جامعه است، قرار دارند. و به طور طبیعی میتوانند نظرات مختلفی هم در این زمینه داشته باشند. این نظرات چه مثبت و یا چه منفی از دیدگاه آنها به عنوان پیشگامان فرهنگی جامعه حکایت میکند اما ذکر این نکته ضروری است که حتی دیدگاه‌های مختلف این افراد معمولا نباید در سیر سیاست گذاری‌های یک جشنواره دولتی با رویکرد مشخص، تاثیرات عمیقی داشته باشد. متاسفانه این موضوع مهمترین مشکل جشنواره جهانی فجر بوده و هست.
همه ی اهالی هنر بیش و کم در جریان سیاست‌های منطقه ای کشور و حضور حکومت ایران به طرق مختلف از جمله اقتصادی، فرهنگی و حتی نظامی در کشورهای همسایه و منطقه غرب آسیا و همچنین تقابل با بعضی کشورهای جهان قرار دارند. این سیاست‌ها بدون شک در تمام کشورهای این منطقه و جهان نیز مورد توجه اهالی فرهنگ و هنر است. سوال مهم در این زمینه این است که آیا جشنواره فجر یک میتینگ هنری رسانه ای است برای اتفاقی که امروز، موسوم به جبهه مقاومت مورد توجه سیستم حاکمیتی ایران است !؟ و یا یک جشنواره برای اپوزیسیون‌های کشورهای موسوم به سلطه گر در کشور ما و یا یک جشنواره حامی جنگ مظلومان؟! و یا کشوری مروج آرمان آزادسازی فلسطین؟! و یا حکومت گسترده شیعه در هلال شیعی؟! و یا یک دلال فرهنگی بین کشورهای فعال فرهنگی از طریق سفارت خانه‌های شان در ایران؟!

اساساً این سوال مطرح است که صرف چنین هزینه‌هایی برای جمع آوری کارگردانان و هنرمندان بزرگ و چندین روز انواع تدارک‌های گوناگون برای حجم وسیعی از خبرنگاران و هنرمندان و … برای ایجاد چه اتفاقی است؟1 چه چیزی قرار است تبلیغ و ترویج شود؟! مصرف گرایی ساندویچ و پیتزا و انواع مصرف گرایی و یا عکس برداری و شوآف کشور و به رخ کشیدن سرمایه‌های معطل مانده ی کشوری فقیر که در بستر جامعه اش هزار معضل اقتصادی فرهنگی نهفته است؟!

چرا باید از طرفی با تکیه بر طالب زاده‌ها جشنواره یا یک جشنواره برHمده از ایدئولوژی‌های به چالش کشیده شده در عرصه بین المللی به عنوان سیاست رسمی نشان داد و از آن سو به شامورتی بازی‌ها و قرتی بازی‌های فرهنگی رسانه ای تقلیدی از جشنواره‌های خارجی پرداخت؟!
اصولا ما چه هستیم و میخواهیم نشان دهیم که چه هستیم؟! چرا هنوز پس از سالها به دنبال دعوت و کشاندن افراد به جشنواره ی بی خروجی مان برای نمایش‌های مبتدیانه مان هستیم؟!

به نظر می رسد جشنواره جهانی فجر هم مثل جشنواره ملی فجر صرفاً یک حرکت بوراکراتیک برای صرف هزینه‌های مختلف و بدون حتی کوچکترین خروجی و تاثیری در جریان سازی فرهنگی است و مسئولین محترم باید به واقع پس از چهل سال به فکر چنین گسترشی حداقل در چنین زمینه‌هایی باشند.
این مطلب ادامه دارد

علی منصوری 2/2/97

ممکن است شما دوست داشته باشید

نظرات بسته شده است.