جستجوی آزادی در کوهستان لک لک‌های بلغارستان

بررسی رمان کوهستان لک لک ها نوشته میروسلاو پنکوف

میروسلاو پنکوف که همیشه داستان‌هایش را با دغدغه ی زادگاهش بلغارستان روایت می‌کند و پیش از این به داستان دوستان ایرانی با مجموعه داستان “شرق غرب” معرفی شده بود. این بار با رمان “کوهستان لک لک‌ها” پای به کتابفروشی‌های ما گذاشته است.

 

“کوهستان لک لک‌ها” داستان جوان بلغاری مهاجری است که به دنبال فروش ماترک پدری از آمریکا به روستای زادگاهش در مرز بلغارستان و ترکیه باز می‌گردد.

او که از جهانی مدرن جدا شده و پا به روستایی مرزی گذاشته است، در بدو ورود تصورات کلیشه ای خواننده را از محیط سالم و ساکن روستایی کاملا در هم می‌ریزد.

” بیرون در, هنوز مشتی بود که روی در آوار می‌شد.

بادی که هر لحظه تندتر می‌شد به تن پنجره‌ها شلاق می‌زد و ناله شیشه‌های پنجره خبر از این می‌داد که هر لحظه ممکن است در خود فرو بشکنند.

از پشت نقاب مژه‌هایم پیرزنی را دیدم که لنگ لنگان به سمت در به راه افتاد.

پیرمردی از جایش بلند شد تا کمکش کند.

بعد اولین چیزی که به یاد می‌آورم بادی بود که اطرافمان زوزه می‌کشید, بادی که برای اواسط آوریل, زیادی سوزان بود.”

شاید رمان در نگاه اول داستانی درمورد مهاجرت باشد اما با دیدی عمیق تر درمی‌یابیم که هدف نویسنده مساله ای مهمتر از دغدغه‌های فردی است.

در این کتاب بر خلاف آنچه انتظار می‌رود با موضوع مهاجرت رو به رو نیستیم،

بلکه جنگ در سرزمینی کوچک و دورافتاده دستمایه این استاد درس “نویسندگی خلاق” در دانشگاه تگزاس شمالی قرار می‌گیرد.

کلیسورا سرزمینی که بارها سوخته و از نو بازسازی شده است, سمبل مقاومت و آزادی.

همانطور که سردار کاستا می‌گوید:” هربار آن را بسوزانند بازهم بازسازی اش می‌کنیم, پس کلیسورا می‌تواند دوباره متولد شود.”

میروسلاو پنکوف، زاده ی سال 1982، نویسنده ای بلغارستانی است که به زبان بلغاری و انگلیسی می‌نویسد.
میروسلاو پنکوف، زاده ی سال 1982، نویسنده ای بلغارستانی است که به زبان بلغاری و انگلیسی می‌نویسد.

پنکوف که در سال ٢٠١٢ جایزه داستان کوتاه بی بی سی را برای کتاب “شرق غرب” از آن خود کرد،

در این کتاب تفاوت اندیشه نسل‌ها برای بدست آوردن آزادی و حق بهره مندی از سرزمین مادری هم از دید مردان و هم از دید زنان را به تصویر می‌کشد.

اگرچه به طور واضح زنان برای نجات سرزمین مادری حاضر به فداکاری بزرگتری هستند, و هرکدام به شیوه خودشان در جنگ قربانی می‌دهند.

سردبیر مجله ritual reviews  که در هجده سالگی به آمریکا مهاجرت کرد.
در “کوهستان لک لک‌ها” با انتخاب بین سنت و مدرنیته, بین فرهنگ باستانی و جهان مدرن کاراکتر اصلی را وارد چالشی می‌کند که خواننده را به دنبال خود می‌کشد,
پدربزرگ به اقتضای سن درگیر گذشته است, زیرا آنچه پشت سر گذاشته بیش از چیزی است که پیش رو دارد و همین موضوع پسر را درگیر انتخاب سختی می‌کند:
اینکه به پدربزرگ بپیوندد و برای حفظ بافت روستا بجنگد یا اجازه دهد تا جهان مدرن روستای تاریخی اش را ببلعد.

میروسلاو پنکوف  در کوهستان لک لک‌ها همزمان به چند موضوع می‌پردازد از جمله: رو در رویی حال و گذشته, تاریخ و افسانه‌ها, واقعیت و اسطوره‌ها

که این موضوعات همچون طنابی هنگام پیشروی در جهان مدرن دست و پای کاراکتر اصلی را می‌بنند و او را وادار می‌کند نگاهی به گذشته اش داشته باشد.

زندگی هر کدام از شخصیت‌های کتاب به واسطه تاریخچه خانوادگی شان باهم پیوند می‌خورد و ریشه آن به “کوهستان لک لک‌ها” باز می‌گردد.

نشر کوچه با ترجمه ی سید سعید کلاتی این رمان خواندنی را در آبان ماه ١٣٩٨ به چاپ رساند.

 

سجاد قنواتی – نویسنده 

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.