تعزیه ای در رثای پدر تعزیه ایران

خبر کوتاه بود.

دکتر جابر عناصری درگذشت!

این روزها گویا غریبانه پر کشیدن مردان و زنان بزرگ و اثر بخش و تاثیر گذار در تاریخ و فرهنگ و هنر و ادبیات و…امری عادی شده است!

افتخار شاگردی استاد جابر عناصری را در دهه شصت،و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران داشته ام و با گذراندن چند واحد درسی از جمله ، فرهنگ و ادبیات  عامه،تمثیل شناسی،اسطوره و نمایش و چند درس  دیگر تا حدودی با خصوصیات اخلاقی و فردی ایشان آشنا هستم. از آن وجود گرانمایه بعید نبود که بخواهند به دور از هر گونه تکلفی و در کمال سادگی به خاک سپرده شوند و تمامی‌هزینه‌های مراسم خرج امور خیریه گردد ولی از مسوولان و متولیان فرهنگی و هنری کشور بعید بود که از درگذشت مردی چنین با عظمت ،به سادگی عبور کنند!

در خصوص آثار قلمی‌و پژوهشهای ایشان مطلبی بیان نمی‌دارم زیرا در این خصوص بسیار نوشته شده است و نیز در مطلبی که دیروز در سایت هنرلند منتشر شد حق مطلب را ادا  کردند . در این مجال به ذکر چند خاطره از کلاسهای درسشان بسنده می‌کنم که بعید می‌دانم تاکنون مطلبی در این مورد نوشته شده باشد.

در سالهایی که این حقیر در محضر استاد تلمذ می‌کردم کلاسهای درس ایشان آنقدر شلوغ و پر جمعیت بود که برخی اوقات برای اینکه صدایشان به همه برسد از بلند گو استفاده می‌کردند.کسانی که در کلاس حضور داشتند فقط دانشجویانی نبودند که آن واحد درسی را انتخاب کرده بودتد،بلکه دانشجویان گروهها و دانشکده‌های دیگر هم که به این مباحث علاقه مند بودند اجازه داشتند در کلاسها حضور پیدا کنند و چیزی بیاموزند.

کلاسهای استاد عناصری همیشه به صورت تئوری برگزار نمی‌شد بلکه ایشان تاکید داشتند که کلاسها به صورت عملی در سالنهای نمایش و موزه‌های شهر برگزار گردد.در برخی از روزها به همراه استاد ،سوار بر اتوبوسهای دو طبقه سبز رنگ آن روزهای تهران می‌شدیم وبه دیدار موزه‌ها،تماشا خانه‌ها و سالنهای نمایش و تئاتر می‌رفتیم.من تا آن موقع تالار سنگلج را ندیده بودم.اگر تعزیه ای در یکی از سالنها اجرا می‌شد حتما همراه با دانشجویان به دیدن آن می‌رفتند.

در پایان هر واحد درسی هم امتحانی برگزار نمی‌کردند بلکه دانشجو موظف بود پژوهشی در مورد فرهنگ مردم و تعزیه و…منطقه خویش بنویسد و ارائه نماید.به خاطر دارم یکی از پژوهشهای من که بسیار مورد توجه ایشان قرار گرفت (تعزیه در کرمانشاه) نام داشت که یک تحقیق کاملا میدانی بود.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

غلام قمر

چهره متین و آرام،موها و محاسن بلند و سپید و درخشان،کلام شیوا و بیان تاثیر گذار،طمانینه در اداره کلاس و تسلط بر مباحث علمی‌و… از دیگر ویژگی‌های این بزرگمرد بود که به خاطر دارم.

دانشجویانی که آن سالها در دانشکده هنرهای زیبا تحصیل می‌کردند و امروز در امور فرهنگی و هنری کشور از برترینها محسوب میشوند همه با ذکر این خاطرات ،آن سالها را مرور خواهند کرد و کبوتر ذهنشان  در فضای سال  ۶۰ و آن روزها پر خواهد کشید.بزرگوارانی چون دکتر مجید سر سنگی،دکتر اردشیر صالح پور،دکتر سیمین امیریان،امیر دژاکام،فلورا سام،مهتاب نصیر پور،هوشنگ هیهاوند،حسین فرخی و….بسیاری دیگر که نامشان را از خاطر برده ام!

مرحوم استاد دکتر جابر عناصری ، نه تنها پدر تعزیه ایران،که پدر معنوی تمام دانشجویانی است که روزی محضر او را درک کرده اند.

گر چه مراسم خاکسپاری استاد به وصیت خودشان ساده برگزار شد اما انتظار می‌رود مسوولان و مراجع فرهنگی و هنری کشور از این مهم ساده نگذرند و با برگزاری مراسم و نیز ساخت برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی و امثال آن به شناساندن این شخصیت عظیم علمی‌و فرهنگی و هنری  به همگان خصوصا جوانان این مرز و بوم  بپردازند.

بیشترین توقع از دانشجویانی می‌رود که در محضر ایشان تلمذ کرده اند و اکنون هر یک به نوبه خود صاحب جایگاهی قابل تامل هستند وقت آن است که حق شاگردی به جا ی آورند.

این کمترین در مقابل عظمت این بزرگمرد عرصه فرهنگ و هنر و ادبیات و خصوصا تعزیه ایران زمین،سر تعظیم فرود می‌آورم. امید که بهشت برین جایگاهشان باشد که به امید خدا چنین نیز هست.

یادش گرامی‌باد

آناهیتا برزویی  نویسنده و تهیه کننده ارشد رادیو

ممکن است شما دوست داشته باشید
۲ نظرات
  1. ناشناس می گوید

    روحشان قرین رحمت

  2. وحید می گوید

    باشرف بودوغیرتمند تمامی لحظه لحظه ئ زندگیش را وقف تاریخ وفرهنگ وتمدن ایران کرد.باهزینه شخصی اش کتابخانه ای منحصربه فرد فراهم نمودودرخانه اودرکوچه عنصری به روی دانشجویان تشنه فرهنگ همیشه گشوده بود.اوموردحسادت خیلی ازبداخلاقان بود.اودریای صداقت واخلاق بود.یادوخاطرهاش گرامی باد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.