تاملی در سیر تاریخی داستان نویسی و اندیشه جهانی شدن به قلم حامد حبیبی-قسمت دوم

در قسمت اول مقاله آقای حامد حبیبی، در مورد آغاز قصه گویی و تاریخچه آن ، مقدمه ای را با هم مرور کردیم و اکنون ادامه مقاله ایشان در زمینه رنسانس تراژدی را می خوانیم. سرقت ادبی از زمان نوح در بین اجنه و نیروهای شر رواج پیدا کرد و زمینه الهامات شیطانی و پرداختن به اسطوره سازی در یونان باستان شد.[۱]

۲-رنسانس تراژدی(۱)

انسانها نسبت به آینده موضع گیری های متفاوتی دارند. گروهی منکر آینده و آینده گرایی هستند… و طرفداران آینده بشریت را به تفکر ایده آلیستی و ذهن گرایی متهم می کنند. اما به نظر می رسد همانان ذهن گراتر از دیگران هستند. ضمن آنکه جسم و جانشان آکنده از امید به آینده است. ذهن گرایی همانگونه که می تواند متضمن آینده بشریت باشد، آینده عالم انسانی را هم می تواند به خطر اندازد.

افسانه ها و اساطیر نمونه بارز ذهن گرایی است. غالبا اساطیر باستان دارای یک نوع درام بودند. رب النوع داشتند. تراژدی داشتند. اوزیریس و آسیس از اساطیر مصر؛ زئوس، پوزیدون، هادس و دیونوسوس از اساطیر یونان و… همینطور بودند و بازگو کننده یک تراژدی غم انگیز و عشق نا فرجام و پایان تلخ و فدا شدن رب النوع هاست. همانگونه که ارسطو منشأ تراژدی را اشعار سرایندگان دیتی رامب و برگرفته از سروده های دیمیترابیک و دیونوسوس قلمداد می کند.[۲]

ایمان و آینده نگری در باستان آمیخته با تراژدی های اساطیر است. تراژدی و درام های عاشقانه اساطیر، فاکتور بسیار مهمی در مدیریت احساسات اجتماعی و آینده بشر به حساب می آید. به عقیده نیچه تولد و ظهور عقل گرایی و فلسفه که نماد آن سقراط است، مرگ تراژدی را به همراه دارد. اما ظاهرا این تغییرات در فرهنگ غرب یک پوست اندازی بیش نیست چون ماهیت و هویت همان است و سقراط تعریف فلسفی از شعر ارائه می دهد و حتی شعر را فلسفی تر از تاریخ می داند،[۳] و فیلسوفانی مانند نیچه هم فلسفه خود را مبتنی بر بینش تراژیک می دانند.[۴]

نباید فراموش کرد که همین روند تراژیک در عصر عقل گرایی هم ادامه پیدا می کند و اصولا بستر ساز شکل گیری فلسفه می شود. و شاید به همین خاطر نیچه معتقد است که هستی بشر تراژیک است.

در عصر یونانی مآبی در سده چهارم پیش از میلاد، دیگر شاهد این هستیم که فلسفه ای که از تراژدی استخراج شده، رسما وارد حوزه تئوریک و دین سازی و برنامه ریزی برای جامعه انسانی شده است. امتزاج اندیشه یونانی، ایرانی، یهودی، مصری و بابلی؛ اندیشه دینی این عصر را در صورت های مختلف شکل داد. ساختار این عصر، ساختاری نجات بخش بود. در قرن سوم پیش از میلاد، در زمان پادشاهی بطلمیوس دوم، عهد عتیق به زبان یونانی که بار فلسفی زیادی داشت، ترجمه شد و این نهضت توسط فیلون اسکندرانی (اولین فیلسوف یهودی) مقارن با ظهور مسیح تکمیل شد و اثر آن را در مسیحیت به طور شفاف شاهدیم.[۵]

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

اندیشه تثلیث و صلیب در واقع در مسیحیت شکل نگرفته، بلکه پیشینه ای دراز دارد. در تراژدی ها معمولا با مقوله چند خدایی و معرفی رب النوع ها و اقانیم ثلاثه و به صلیب کشیدن خدایان و تحمل رنج و مشقت و نهایتا رستاخیز آنان مواجهیم. اساطیر مصر (اوزیریس (پدر)، ایزیس (مادر)، هروس (پسر)) و اساطیر روم (ژوپیتر، مارس، کوئیرنوس) و خدایان بابل و آشور (آنو (خدای آسمان)، انلیل (خدای زمین)، انا (خدای آب)) و خدایان هندو (براهما (خدای آفرینش) ویشنو (خدای محافظ) شیوا (خدای هلاکت)) همه نمونه های تثلیث در اساطیر ماقبل مسیح است. هراکلوس یونانی و تموز بابلی و آدونیس سوری و آتیسی فریقی و اوزیریس مصری، خدایانی بودند که کشته و فدا شدند. پرومته، لیکورگوس و دیونیزوس هم خدایانی بودند که به صلیب کشیده شدند و آتیس، اوزیریس و آدونیس هم خدایانی بودند که رستاخیز دوباره داشتند.

همین تفکر فلسفی مستخرج از تراژدی در ادیان الهی هم رسوخ کرد و مسیر آینده بشریت را با چالش ها و مسائلی مواجه ساخت.

ادامه دارد…

[۱] ر.ک: همیلتون، ادیت، سیری در اساطیر یونان و رم، ترجمه عبدالحسین شریفیان، انتشارات اساطیر، ۱۳۸۳ (جهت آشنایی با اساطیر، خدایان و تیتانها)

[۲] ر.ک: ارسطو، فن شعر، ترجمه عبدالحسین زرین کوب، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۳

[۳] همان

[۴] ر.ک: پیروز، عبدالحسین، مبانی فلسفه هنر نیچه، نشر علم، ۱۳۹۴

[۵] ر.ک: گندمی نصر آبادی، رضا، فیلون اسکندرانی موسس فلسفه دینی، سازمان مطالعه و تدوین، ۱۳۹۲

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × 1 =