تأملی بر افت کیفی دانشکده سینما و تئاتر

سیدرضا اورنگ

به دلیل ضعف مدیریت سطح دانشکده سینما و تئاتر در حد یک آموزشگاه خصوصی معمولی پایین آمده است!

آموزش دانش، ادب، هنر و مهارت‌های فنی و حرفه ای،همواره برای بشر مهم بوده و هست،زیرا با یاد گرفتن اصولی فنون و علوم بهتر می‌توانست و می‌تواند استعداد خود را بروز داده و به کار بشریت بیاید.

پیشینه آموزش

به جرأت می‌توان گفت از خلقت بشر این آموزش‌ها وجود داشته و سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شده است،اگر غیر از این بود نسل آدمی‌در همان سال‌های آغاز خلقت منقرض می‌شد.
بعد از شهر نشینی و آغاز تمدن، بشر به سرعت پیشرفت کرد و مراکز و حوزه‌های آموزشی در فنون مختلف،از جمله ادب، هنر و فلسفه راه اندازی شده و دانشمندانی را تحویل اجتماع دادند. تمدن‌های ایران، یونان و مصر از پیشروان آموزش آکادمیک بودند.

در طی قرون متمادی امر آموزش متحول شد و دانشگاه‌های مختلف در سراسر جهان راه اندازی شد.امروزه کشوری وجود ندارد که از نعمت دانشگاه بی بهره باشد.


آنچه در گذشته مهم بود، استعداد و توانایی افراد بود،برای همین آنانی که از استعداد برخوردار نبوده و توان تحمل دانش را نداشتند، خود به خود از گردونه آموزش خارج می‌شدند.در آن دوران مدرک ملاک علم و ادب نبود،بلکه یادگیری دانش و ادب و نهادینه شدن آن در نهاد شاگرد مهم بود.

مدرک و مدرک گرایی

امروزه در برخی از مراکز علمی‌و هنری دنیا،به خصوص ایران، «مدرک» ، ملاک دانش قلمداد شده و تنها کسانی که یک تکه کاغذ مهر شده در دست دارند، دانش آموخته شمرده می‌شوند!

این تفکر غلط ضربات سنگینی را بر پیکر دانش و هنر ایران وارد کرده و می‌کند. یکی از دلایل عقب ماندگی کشور و دست و پا زدن در دایره تنگ جهان سومی،همین تفکر تحمیل شده است.
نگاهی کوتاه به نام بزرگان علم، ادب و هنر جهان از آغاز تاریخ تا عصر معاصر، تایید می‌کند که هیچ کدام از آنان مدرک دکترا، فوق لیسانس، لیسانس و حتی دیپلم هم نداشته اند، دانش آنان بیشتر تجربی بود و آموختن علم و ادب به شیوه زانو به زانو نزد دانشمندان و ادبای زمان.

امروز متأسفانه در اکثر مراکز دانشگاهی کشور،دولتی و غیر دولتی، مدرک گرایی بر یادگیری سایه سنگین انداخته و آموزش صحیح علم، ادب و هنر را به حاشیه رانده است.

برای دانشگاه‌ها فقط نمره روی برگه مهم است،یعنی این نمره مشخص می‌کند،چه کسی دانشمند،ادیب یا هنرمند است، نه توانایی‌های بالقوه و بالفعل دانشجویان!
کاری کرده اند که جویندگان علم و هنر مدام سرشان در کتاب باشد و طوطی وار متونی را حفظ کرده، امتحان دهند و نمرات درخشان بگیرند تا هم خودشان راضی شوند،هم خانواده‌های آنان خوشحال و هم مدیران مراکز آموزشی مفتخر!

با این روش غلط و آسیب زننده استعدادهای واقعی نیز یا در این ورطه می‌افتند و یا عطای آموزش را به لقایش بخشیده و خود به کسب دانش و مهارت می‌پردازند.


روی سخن با دانشگاه‌ها و دانشکده‌های ادبی و هنری است،نه فنی و پزشکی، هرچند که آنها نیز کم و بیش دچار معضل مدرک گرایی هستند.
در گذشته ای نه چندان دور دانشکده هنرهای دراماتیک راه اندازی شد و استادان کاربلد،با تجربه و با سوادی را به کار گرفتند تا تحولی در هنر این سرزمین ایجاد کنند.

اکثر آنان دارای مدارک بالای دانشگاهی نبودند، اما هنر را با تمام جان و دل درک کرده بودند، برای همین توانستند در عرصه هنر، فارغ التحصیلان شایسته ای را تحویل جامعه بدهند که اغلب آنان بعدها صاحب نام و جاه شدند.

ازمدیریتهای متوسط تا مدیریت ضعیف دانشکده سینما و تئاتر

سال‌هاست دانشکده سینما و تئاتر در ایران این مسوولیت را به عهده گرفته،اما کمکی به پیشرفت تئاتر،به ویژه سینمای ایران نکرده است. در دورانی که دکتر «حمید دهقان پور» و دکتر «اسماعیل بنی اردلان» ریاست آن را بر عهده داشتند، لااقل تعدادی فارغ التحصیل با سواد را به دنیای سینما و تئاتر ایران معرفی کردند.

این مهم، هم به ریاست درست بر می‌گشت، هم آموزش صحیح و هم استعداد دانشجویان، اما چند سالی است به دلیل مدیریت‌های ضعیف که بیشتر کارمند هستند تا مدیر، سطح دانشکده سینما و تئاتر در حد یک آموزشگاه خصوصی معمولی پایین آمده است! متأسفانه هیچ کس نیز پیگیری نمی‌کند، زیرا برایشان بیلان مدرک مهم است، نه آموزش صحیح.

امروز و در پایان سال 97  دانشکده سینما و تئاتر ضعیف ترین دوران خود را به واسطه مدیریت ضعیف مدرک گرا طی می‌کند. مسوولان بالادست باید فکری عاجل برای این معضل بکنند.

اگر نبودند معدود استادان با تجربه و انگشت شماری استادان جوان با استعداد،کار این دانشکده یکی دو سال پیش تمام بود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.