ترکیب بند عاشورائی محتشم – بندهشتم

بند هشتم مرثیه محتشم به عصر عاشورا و گذر کاروان اسرا از کنار قتلگاه و پیکر شهیدان دشت نینوا اختصاص دارد. او این بار تابلوئی بسیار حزن آور و اندوهناک از نخستین برخورد قافله سالار کاروان اسیران اهل بیت (ع) حضرت زینب کبری (س) با پیکر بی سر برادر گرامیشان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را با زبان شعر به تصویر می‌کشد. تصویری که به قول محتشم پرندگان آسمان و جانوران صحرا را هم به حزن و ناله واندوه می‌کشد. در این بند،شاعر به جای نام بردن صریح از حضرت زینب ، آن بانوی بزرگ را با دو نسبت مهمی‌که دارد معرفی می‌نماید. یکی با عنوان دخترزهرا(س) و دیگری با عنوان بضعه الرسول(ص). گویا می‌خواهد یاداوری کند این مصیبت‌ها بر سر پاکترین انسانها ونزدیک ترین آنها به حضرت ختمی‌مرتبت (ص) وارد آمده است .همانها که پاره تن رسول خدا بودند و در این تنگنای مصائب تنها ملجأ شان، جد بزرگوارشان است. پایان این بند مقدمه ای است با واگویه‌های حضرت زینب وشکوائیه ایشان به محضر جد گرانقدرشان ،رسول خدا(ص).

بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد

شور و نشور و واهمه را در گمان فتاد

هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند

هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد

هرجا که بود آهوئی از دشت پا کشید

هرجا که بود طایری از آشیان فتاد

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

شد وحشتی که شور قیامت ز یاد رفت

چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد

هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد

بر زخمهای کاری تیغ و سنان فتاد

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان

بر پیکر شریف امام زمان فتاد

بی‌اختیار نعرهٔ هذا حسین او

سر زد چنانکه آتش از او در جهان فتاد

پس با زبان پر گله آن بضعه الرسول

رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.