ترکیب بند عاشورائی محتشم- بند سوم

بند سوم ترکیب بند عاشورائی محتشم کاشانی، بند دریغ و افسوس شاعر است بر ظلمی که بر حضرت سیدالشهدا (ع) و اصحاب و فرزندانشان رفته است. محتشم در این ابیات سوزناک ترین آه و افسوس و دریغ خویش را در تک تک لحظه های روز عاشورا بیان می کند. او افتادن عمود خیمه سید و سالار شهیدان عالم را با واژگون شدن زمین و زمان یکسان و بلکه سهمگین تر می داند . شاعر اهل بیت نمی تواند دریغ خویش را از لحظه ای که آه و افسوس خاندان پیامبر به آسمان بلند شد را کتمان کند و این آه و دریغ را با شعله آتشی  که بر خرمن گردون بیفتد مقایسه می کند.

محتشم در این بند باردیگر اشاره ای به حدیث شریف نبوی می کند و به خاک افتادن امام حسین (ع) را به شکستن کشتی نجات امت تشبیه کرده و آرزوئی نفرین گونه می کند،که  کاش زمانی که کشتی خاندان پیامبر (ص) شکست عالم به دریای خون مبدل می شد. و در پایان دل به این خوش می دارد که تقاص این خون به ناحق ریخته شده در روز جزا گرفته شود.این ابیات چنین اند:

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی

وین خرگه بلند ستون  بیستون شدی

کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه

سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی

کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت

یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی

کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان

سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک

جان جهانیان همه از تن برون شدی

کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست

عالم تمام غرقه دریای خون شدی

آن انتقام گر نفتادی به روزحشر

با این عمل معامله ی دهر چون شدی

آل نبی چو دست تظلم  برآورند

ارکان عرش را به تلاطم درآورند

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نه − چهار =