بزرگان بی ادعا،کوتوله های پُر ادا | به بهانه درگذشت استاد سلیم نیساری

سید رضا اورنگ

سلیم نیساری درگذشت، خبر ساده است، اما نمی توان به سادگی از آن گذشت. مگر می شود چنین اتفاقی را ساده انگاشت؟ اما عده ای می انگارند، آنانی که در منجلاب هیاهو دست و پا زده و از ادب به دور هستند.

بزرگان فرهنگ و ادب، یکی یکی رحل اقامت از این جهان برکنده و در جهانی دیگر می افکنند، گنجینه هایی که ساده به دست نیامده اند تا چنین ساده از دست بروند.


سلیم نیساری،ادیب بزرگ و حافظ شناس سرشناس،یکی از این گنجینه های بی نظیر و بی بدیل بود که اخیرا آخرت را به دنیا ترجیح داد و در آن جهان اقامت گزید.رفتن چنین مرد بزرگی که حقی سترگ برگردن ایران و فرهنگ آن دارد، تنها در حد چند خبر کوتاه توسط برخی از رسانه ها پوشش داده شد!معنی این چیست؟

بی ادبی،بی فرهنگی یا ناآگاهی لایتناهی؟!

فرهنگ و ادب ایران زمین، توسط بزرگانی چون سلیم نیساری حفظ شده و می شود،نه آنانی که مدام در فضای مجازی و غیر مجازی،برای مطرح کردن خود دست و پا می زنند.


سلیم نیساری و امثال وی را با فضای مجازی چه کار؟آنان آن قدر بزرگ هستند که در قالب تنگ این فضاها نگنجیده و نخواهند گنجید.آنانی که به اشتباه نام ادیب و هنرمند برخود گذاشته اند،اما حیات خود را در فضاهای مجازی و امثال آن جستجو می کنند،این را بدانند و مطمئن باشند که هرگز نام شان در حافظه تاریخ فرهنگ و ادب ایران حفظ نشده و نخواهد شد.عمر شهرت کاذب آنان بسیار کوتاه تر از آنی است که در مخیله کوچک شان تخیل کرده و می کنند.

شهرت فرهنگ و ادبیات ایران زمین در جهان با کوشش زنان و مردانی که در عرصه فرهنگ و ادب،خون دل خورده و مرارت ها کشیده اند به دست آمده است،نه با جار و جنجال رسانه ای عده ای بی ادب و بی فرهنگ که به غلط نام ادیب و هنرمند بر خود نهاده و می نهند.
کجا دیده یا شنیده شده بزرگان عرصه فرهنگ و هنر برای مطرح کردن خویش به اهالی رسانه پول داده یا درخواست چنین کاری کرده باشند؟!آنان بسیار بزرگ تر آن هستند که در این قالب های تنگ جای شوند.

خطاهای نابخشودنی

اکثر رسانه های مکتوب و غیر مکتوب، فکر می کنند با پوشش دادن اخبار کوتوله های مدعی ، پر ادا ، بی هنر و طبل های توخالی می توانند آنان و خود را بزرگ کنند! این اشتباهی است فاحش و تفکری کودکانه.
در طول تاریخ بسیار بوده اند افرادی که به دربار چسبیده یا به این و آن سکه های طلا داده اند تا در جامعه صاحب نام شوند،اما نه صاحبنام شدند و نه حتی نامی از آنان در حافظه تاریخ و ذهن مردم باقی ماند.


عجیب تر آنکه مسوولانی که به خاطر یک سرما خوردگی ساده، برای هنرمندان خودخوانده پیام صادر کرده و از آنان عیادت می کنند،از سلیم نیساری و مانند او، نه در سلامت حالی پرسیدند و می پرسند، نه در بیماری به عیادت شان رفته و می روند و نه برای کوچ شان پیام داده و می دهند!

سلیم نیساری
سلیم نیساری

این درست که بزرگانی چون سلیم نیساری به این مسائل فکر نکرده و نمی کنند،اما وظیفه دولتمردان است تا جویای احوال بزرگان فرهنگ و ادب ایران زمین باشند.
گنجینه های فرهنگ و ادب پارسی،آن قدر بزرگند که نام شان در این سیاه نوشته نمی گنجد، ذکر نام هرکدام از آنان، تن قلم را به لرزه انداخته و نگارنده را محکم بر زمین بی سوادی می کوبد، وگر نه طوماری از نام آنان صفحه سفید را رنگین می کرد.

وظیفه ی ما در مقابل بزرگانی چون استاد سلیم نیساری

امروز از جمع بزرگان فرهنگ و ادب ایران فرهنگ خیز، تنی چند بیشتر باقی نمانده اند، اگر آنان را در نیابیم و قدرشان را ندانیم تا روز ابد همه پشیمان و سرخورده خواهیم بود، از نگارنده حقیر گرفته تا سردمداران فرهنگ این مرز و بوم.

ای کاش وزیر ارشاد و متولیان فرهنگ و ادب، یاد سلیم نیساری را گرامی داشته و برایش مراسمی شایسته برگزار کنند تا همگان به عظمت این مرد پی ببرند،هرچند که ادیبان مودب و فرهیختگان با فرهنگ، به وجود چنین گنجینه هایی پی برده و قدرشان را دانسته و می دانند.خدا بیامرزد «سلیم نیساری»،«عباس ماهیار» و دیگر بزرگان تازه درگذشته را و سلامت بدارد بزرگانی چون «ژاله آموزگار»، «محمدرضا شفیعی کدکنی» و دیگر پرچمداران عرصه فرهنگ و ادب را.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهارده − 9 =