بازگشت بی رمق «فرمان»

اندر احوالات سینمای این روزها

سرا پرده سینماها پر است از اسم و عکس فیلم و درون سالن ها همه چیز هست، جز سینما.

باز به اشتباه وقت و پولم را برای هنر مظلوم هفتم هزینه کردم.
فیلمی مشابه بسیاری دیگر از آثار سینمای متداول این روزها.

این بار برای “نقش نگار” محصول و اثر که چه عرض کنم، خروجیِ جناب عطشانی.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

کلی جنجال بر سر بازگشت “فرمان” بود به سینمای ایران و آنچه دیدیم حضور زهوار درفته ناصر خانی بود که از پس ابر و دودی موهوم، در باغی نا زیبا، لنگ لنگان و عصا زنان به سمت دوربین می آمد؛ و لابد تهیه کننده اثر با این شاه پلانِ محصولش در سر سودای شنیدن سوت و کف خیل انبوه مخاطبان سراپا ایستاده سالن ها را میپروراند و جوابی درخور برای در صف ایستادگان پشت در مانده تدارک میدید.
ولی
تنها در سالن ۷ تن نشسته بودند که یا زیر زیرکی میخندیدند و یا به همه کار مشغول بودند، الا فیلم دیدن.
این اولین باری نیست که تهیه کننده ای فرصت طلب، با محاسباتی سراسر غلط سعی در تزریق پول و مخاطب به رگ های خشک و چروکیده سینما دارند.
از اسامی و پوستر های تقلیدی گرفته تا رنگ و لعاب نابازیگران چشم آبی و اشوه فروش. و این بار قرار بود تا “فرمان” فیلم فارسی، رگ غیرت “قیصر” مخاطبین را بجنباند تا پاشنه بر کشیده و تقاص سینمای به خاک افتاده را از سیمای میلی و سی.دی های شونه تخم مرغی بستانند.
چه بر سر سینمای ما آمده که دولت و کابینه و وزیر و مدیران اجرایی و نظارتی هم که عوض میشوند، باز هم نام آشنایان کاربلد این رسانه به میدان نمیآیند و همچنان اسامی پر افتخار بزرگانی چون بیضایی و تقوایی و کیارستمی و نادری و مهرجویی و پناهی و . . . از سر در سینماها فرسنگ ها فاصله دارند.
شاید، گره اصلی در همینجاست که سینمای مریض ما در گیر و دار معادلات سیاسی اسیر شده و دولت ها تصمیم میگیرند و چوب نظارت (به دست هرکه باشد) بر سر آن فراز است و بیم فرود آمدنش همواره هست، که هست.
ایراد در آنجاست که وقتی اثری از همه همین فیلتر ها هم بگذرد باز کمیسیون فرهنگی مجلس و مشتی اوباش خیابانی توان پایین کشیدن فیلم را از اکران دارند.
اعضا کمیسیون فرهنگی که صراحتا (و شاید هم با افتخار) در رسانه ملی و در پر مخاطب ترین برنامه تخصصی سینمایی میگوید:
نه میلی به رفتن سینما دارد و نه وقتی برای فیلم دیدن!!!

حال شما بگویید، با این روال فرمان که هیچ، فردین و بهروز و بیک و فروزان و شهناز و ظهوری هم که به سینما بیایند، امیدی به فروغ دوباره این آفتاب دَم غروب هست؟!

سینمای ما را نه آمار جعلی فروش اخراجی ها نجات میدهد، نه حمایت و ریخت و پاش میلیاردی فیلم مجیدی.
سینمای ما سینماگرانی مستقل و کاربلد میخواهد با قدری هوای تازه و ذره ای اعتماد.

این درد مزمن و کشنده سینمای ما نه با تقلید از غرب و تکرار در گذشته درمان می شود؛ نه چاره اش در تحمیل ها و نظارت ها و حذف ها و ممیزی ها و بخش نامه های رنگارنگ است.
این مریض محتضر محتاج قدری اعتماد است و تشنه ذره ای هوای آزاد.

شاید، روزی، حال سینمای ما هم خوب شود…

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
2 نظرات
  1. ناشناس می گوید

    بادیدگاهتان درباره سینماى امروز کاملا موافقم واینکه تاسیاست دست ازسرهنر برندارد درِِهنر درسرزمین ما برهمین پاشنه خواهدچرخید

  2. ناشناس می گوید

    چو بیشه تهی ماند از نره شیر
    شغال اندر ان بیشه امد پدید
    درسته سینمای ما زهوارش در رفته اما ناصر متولد ۱۳۰۹ حق داره فرسوده باشه اون کار خودشو برای سینما کردها

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سه + 4 =