امید نقیبی نسب و هنر و شعر کانکریت-قسمت دوم

در قسمت اول مقاله معرفی شعر کانکریت، آقای امید نقیبی نسب در مورد شعر و شاعر کانکریت برای ما توضیحاتی دادند. در ادامه مقاله، با ریشه کلمه کانکریت و فرم نوشتاری این شعر، آشنا میشویم.

نمی‌توان خیلی راحت و آسان تعریف و تحدیدی برای شعر در عصر امروز  ارائه کرد زیر خود این وازه امروزه به مدد تاریخ ادبیات و فلسفه و اندیشه ی انسانی خیلی چگال تر شده است. طبعن واژه ی شعر امروزه در ذهن من نوعی خیلی خیلی متفاوت تر است با ارجاعات همین واژه ما بین‌هایکوسرایان ژاپنی و آمریکایی و کسانی چون ارسطو و افلاطون و سرخپوست‌ها و اسکیموهای سرزمین‌های سرد اسکاندیناوی. نمی‌توان گفت شعر چیست، اما می‌توان خصلت‌های شعری را کشف کرد خصلت‌هایی چون: خیال، روابط غیر خطی، تکرار، ریتم،‌هارمونی و نظم، لایه بندی معنایی، کلمه، و… هرچه که بیشتر انسان در این حوزه غور کند طبعن به نتایج جدیدتری می‌رسد و خصلت‌های شاعرانگی بیشتری را کشف می‌کند. از طرفی پرسش « شعر چیست» را نیز باید با یک نگاه فوکویی به پرسش « شاعر کیست» نیز تغییر دارد. وقتی شاعری را شناختی هرگونه اتفاق زیباشناسانه ی زیست او می‌تواند شعر باشد.

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

روی هم رفته شعری که علاوه بر خوانش متن نیاز به دیدن رفتار، فرم، شکل و ساختار چیدمان عناصر متن نیز داشته باشد وارد حوزه ی ادبیات دیداری می‌شود که یکی از شاخه‌های مشهور آن در جهان شعر کانکریت است.

برای ریشه یابی واژه کانکریت به کمک موتور جستجوی گوگل و ابرلینک‌ها و جهان بسیط داده‌های دیجیتالی با توجه به جستجویی کاملن فنی به نتایج زیر رسیدم:

وقتی واژه ی کانکریت انگلیسی را با کُد define  در جستجوگر گوگل سرچ می‌کنید پیشینیه ی جالبی روی گراف تاریخی و معنایی این واژه مشاهده می‌کنید.

این واژه در ریشه  لاتین و اصیل خود هم به صورت Concresoere  و هم به صورت concrete تلفظ می‌شده و طبعن مانند خیلی از وازگان لاتین داری معانی گسترده ایی بوده است که اشاره به چیزهای ابژکتیو و عینی داشته است. کشف کل حوزه ی معنایی یک واژه در زبان‌هایی مانند چینی، پهلوی، سانسکریت و لاتین نیاز به ساعت‌ها مطالعه و پژوهش دارد.

نکته ی جالب دیگر نوارزمان تاریخی استفاده از این واژه است که گوگل آن را با شیب خیلی تندی که از سال ۱۹۰۰ یعنی شروع قرن بیستم رو به افزایش است نشان می‌دهد.

وقتی معنی وازه ی کانکریت را در زبان فرانسوی و اسپانیولی ردیابی می‌کنیم به مفاهیم جالبی در خصوص ارجاعات این واژه می‌رسیم و گویا فرانسوی‌ها اولین کسانی بودند که این واژه را به درون هنر و ادبیات کشانده اند.

معنی این وازه در انگلیسی به ترتیب از قرار زیر است:

در حالت اسمی:

  • بتون
  • شفته
  • ساروج شنی
  • اسم ذات

در حالت صفت:

  • واقعی
  • بهم چسبیده

در حالت فعل:

  • با شفته اندودن-ساختن
  • بهم پیوستن
  • ساروج کردن
  • سفت کردن

در زبان فرانسه این واژه به صورت کونکخه تلفظ می‌شود و چنین معنی می‌شود:

مادی، فیزیکی، محسوس، قابل لمس، واقعی، مثبت، درست، عملی، وقع بینانه

و فرانسوی‌ها هنر کانکریت را هنری هندسی می‌دانند و می‌توان به راحتی این رد این واژه را در متون آلبر کامو، اوژنی یونسکو و بنیانگذار و همکار و دوست آندره برتون در برپایی سوررئالیست، یعنی لویی آراگون جستجو کرد.

فرانسوی‌های هنر کونکخه را هنری بر پایه رنگ و خطوط هندسی و سطوح می‌دانند و این مفهوم برای اولین بار در سال ۱۹۲۴ در فرانسه پا گرفت و کسانی چون تئو وان روی این ژانر هندسی کار کردند.

واژه‌ها و فرم نوشتن واژه به شکل غیر معمول و گرافیکی شروع شده بود و کم کم این نوع نگارش توسط فتوریست‌های روس نیز بکار رفت. همچنین دادائیست‌ها و سوررئالیست‌ها که با خلاقیت بالایی دست به شکستن مرزها و خلق خلاقانه ی آثار کلاژ و تصادفی زده بودند خیلی زود به سراغ فونت‌ها و وازه‌های نوشتاری آمدند. گذشته از این جریانات مدرن شاید بتوان اولین شاعر مدرن را که دست به خلق قطعات ادبی با جنبه ی بصری و دیداری زد را  گیوم آپولینر دانست.

آپولینر بین سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۹۱۸ زندگی کرد او نام آثار ادبی دیداری خودش را کالیگرام‌ها گذاشته بود و جالب است بدانید که او اولین کسی بود که از واژه ی سوررئالیسم استفاده کرد آپولینر با پیکاسو دوستی نزدیک داشت و به دنبال خلق اشعاری ناب در حوزه ی کوبیسم ادبی بود.

ادامه دارد…

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.