امیدآفرینی با چاشنی جرم و جنایت | نقد سریال ستایش ۳

فصل سوم سریال ستایش توانسته است بیشتر از فصل دوم آن مخاطبان را با خود همراه کند و ایرادات کمتری نسبت به فصل قبل داشته است. درواقع  شخصیت پردازی هایی که در سری اول به خوبی صورت پذیرفته سبب دنبال کردن سری‌های بعدی این مجموعه شده و مخاطبان منتظر هستند ببینند سرنوشت شخصیتهای اصلی داستان چه می شود.

البته در این راه باور پذیر بودن شخصیت‌ها و ملموس بودن سیر داستان برای مردم از جمله نقاط مثبتی به شمار می‌آید که سبب همراهی مردم با سری سوم این مجموعه شده است. شخصیت‌هایی مثل حشمت فردوس که علاوه بر زن ستیز، مرد سالار و خشن بودن، وجهه ی یک مرد بازاری دارد که مردم کمابیش با آنها آشنا هستند و بعضاً نمونه‌های مختلفی از این افراد را دیده‌اند. و یا خود ستایش که نمونه ای از فداکاری مادران این سرزمین به شمار می رود، به نوعی این نوع شخصیت پردازی، برای مردم ما ایجاد جذابیت کرده و سبب برقراری ارتباط با مخاطبان شده است.
خلق شخصیت منفی باورپذیری مانند حشمت فردوس در این سریال یکی از نقطه قوتهای این سریال است. ممکن است احساس شود درباره این کاراکتر قدری غلوّ شده است، اما این به معنای باورناپذیر بودن رفتار حشمت فردوس نیست. حشمت فردوس در فصلهای قبل نیز انسانی جدی و پیگیر و سخت کوش معرفی شده است. پس بدیهی است در این شرایط سخت هم از پا ننشیند و بخواهد دوباره سرپا بماند. هر چند مورد خیانتهای اطرافیانش قرار بگیرد.

نکته ی مهم این است که در روال داستان حشمت فردوس با همان خصلتهایش متوجه برخی از اشتباهات خود می شود این را در برخی از دیالوگهایش می شود حس کرد مثلاً در سکانس ملاقات با خانواده ی متکبر داماد ستایش؛ که آنها را به تکرار سرانجام ناخوشایند تصمیم نادرستش درباره ی پسرش -طاهر- انذار می دهد.

سریال ستایش 3
سریال ستایش ۳

اگر از زاویه دیگری به سریال ستایش نگاه کنیم شاید نتیجه دیگری حاصل شود. رسانه‌های گروهی وظایف متعددی را برعهده دارند. به عنوان مثال اطلاع رسانی، آموزش، سرگرمی، تفریح و آگاهی بخشی از جمله همین وظایف به شمار می‌آید. اما یکی از وظایف مسکوت مانده رسانه در سال‌های اخیر، مسئله آرامش بخشی در جامعه است. این کار وظیفه رسانه است اما متأسفانه در سالهای اخیر در سریالهای تلویزیونی شاهد نقض این موضوع هستیم.

متأسفانه میزان خشونت و خیانت آنقدر در سریالهای ایرانی زیاد شده است که به سلب آرامش و آسایش جامعه انجامیده است و ای کاش نهادی وجود داشت که براین رفتار برنامه سازی شبکه ها و سریال سازی سیما فیلم نظارت می کرد. این کار به خصوص درمورد سریالهایی که در ساعتهای پرمخاطب پخش می شوند و خانواده ها آن را تماشا می کنند، باید در دستور کار صداوسیما قرار بگیرد. فصل سوم سریال ستایش از لحاظ داستانی ابتدا خیلی خوب شروع شد و مخاطب را با خود همراه کرد و می توانست امیدآفرین باشد، اما در ادامه به خصوص از قسمت ۱۷ تا ۲۴ به طور کلی مسیرداستان عوض شد. به جای یک سریال خانوادگی پرکشش، شاهد یک داستان پلیسی جنایی سطحی شدیم که بر قضاوت ما از موفقیت فصل سوم تأثیر منفی گذاشت.
به نظرمی رسد یک تصور غلط در تصمیم سازان سریالهای تلویزیونی در دهه گذشته در ایران به وجود آمده است که حاصلش نشان دادن بدبختی های مردم در سریالهای خشن و پر از جرم و جنایت است . بارزترین آنها «عروس تاریکی» یا همان «بوی باران» است که با انتقادات بسیاری مواجه شد اما نشان داد مرکز سیما فیلم در چنبره ی تفکری اسیر گشته است که وزنه ی جرایم اجتماعی را در سریالهای تلویزیونی سنگین تر از آرامش بخشی جامعه کرده اند.
سریال ستایش که تا قسمت ۱۵ با شیبی ملایم و کژدار و مریز در حال ارتباط مؤثر با مخاطب بود و از مؤلفه های امید آفرینی به نحو مناسبی استفاده می کرد از قسمت ۱۶ به بعد اسیر همان آسیب ذکر شده گردید.
اعتیاد، فقر، طمع، عقده های حقارت، کینه های دیرین و در نهایت قتل و خشونت چاشنی سریالی شد که می توانست برای خانواده ها جذاب و امید آفرین باشد. بنابراین باید گفت آنچه اینجا قربانی شد امید آفرینی و آرامش بخشی سریال ستایش بود.

پشت صحنه سریال ستایش 3
پشت صحنه سریال ستایش ۳

از آن بدتر اینکه با ورود به داستانکها کارگردان و تدوینگر انقطاع کامل از داستان اصلی را در دستور کار قرار می دهند و به جای پیشبرد همزمان داستان در هرقسمت ترجیح می دهند که مثلاً سه قسمت فقط و فقط به پری سیما (با بازی فریبا نادری) و خیانتهایش بپردازند یا یک قسمت را فقط به غلومی(با بازی مهدی میامی) !! ایرادات این سریال را بیشتر در بخش هنری و تخصصی آن می‌بینم که بسیار هم جدی هستند. یکی از این موارد نگاه سردستی به موضوعات بوده؛ به طوری که برای مخاطبی که کوچکترین اطلاعاتی درباره قوانین کسب و کار دارد سوالاتی به وجود می آید که پاسخی برای آن نمی یابد. و یا در خصوص کشتی و دریا و طوفان هم در حالی که می توانست سکانسهای پرکششی باشد که قدرت کارگردان را نشان دهد،با پلانهای ضعیفی مواجه می شویم که با پیشرفتی که در صنعت فیلمسازی امروز وجود دارد واقعاً توجیهش امکان پذیر نیست.

علاوه بر آنچه گفته شد شاهد مواردی هستیم که نشان‌دهنده ضعف مدیریتی است که در بخش فیلم و سریال صدا و سیما حاکم است و الّا مگر می‌شود که ستایش بعد از این همه سالی که گذشته و سختی‌هایی که متحمل شده، نه تنها یک چین بر صورتش نیافتاده، بلکه حتی جوان‌تر از فصل قبل هم شده باشد. اگر این اتفاق به دلیل آن است که بازیگر حاضر نشده زیر گریم سنگین برود تا به پوستش لطمه نخورد، هم کارگردان و هم تهیه‌کننده و هم صداوسیما باید از مردم عذرخواهی کنند که با وجود دستمزدهای سنگینی که به برخی بازیگران داده می شود حتی قدرت اعمال بدیهی ترین وظایف خویش را ندارند.

ستایش
ستایش

همچنین بازیگر شخصیت نازگل(دختر ستایش) در سری قبلی سریال ستایش ،« حدیث میرامینی» بود که خوب هم ظاهر شده بود اما اکنون حذف شده و بازیگر دیگری به جای او روی صحنه می‌رود. چرا باید این اتفاقات در صدا و سیما رخ دهد. به نوعی اگر فاصله زمانی بین فصل‌های سریال اینقدر طولانی نمی‌شد، شاید می‌شد بازیگرها را کنار یکدیگر حفظ کرد. یا حتی بازیگری که به ترکیه مهاجرت می‌کند و بعد احتمالاً برای اینکه روابط داستان جور در بیاید، حاضر به کشتن صابر می‌شوند و به طور کل آن را از قصه حذف می‌کنند.

اینجا این سوال پیش می آید که شما که به راحتی بازیگری جایگزین نقش نازگل کردید چرا برای نقش صابر این کار را انجام ندادید؟ حتی اگر قرار بر مردن صابر هم بود به جای این نماهای دور از صابر که به جای تداعی نقش منفی، احساس معصوم گونه بودن وی را القا می کرد از یک بازیگر دیگر استفاده می شد بهتر نبود؟
با این تفاصیل اکنون که به قسمت آخر سریال ستایش ۳  نزدیک می شویم، معتقدم این فصل نسبت به فصل ۲ در جذب مخاطب موفق تر عمل کرده است. چراکه مردم را پای تلویزیون نشانده است. مردم سرگرمی، نشاط آفرینی و امید می‌خواهند و این مجموعه تقریباً به جز قسمتهای اخیرش که به طرز ناشیانه ای از داستان اصلی انقطاع حاصل می کند، به شاخصهای امید آفرینی توجه کرده است. اما ای کاش نواقصی که گفتیم وجود نداشت تا اثر کامل‌تر و بهتری را مشاهده می کردیم.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 − 6 =