آیا حیات و پیشرفت تئاتر ایران در گروی حضور مخاطب واقعی است؟

آیا حیات و پیشرفت تئاتر ایران در گروی حضور مخاطب واقعی است؟ | سیدرضا اورنگ  | تئاتر | سرزمین هنر 

تئاتر ، هنری است متفاوت با دیگر هنرها، سینما و تلویزیون را هرگز نمی توان با آن مقایسه کرد.

فیلم را می توان هر جا و در هر مکان تماشا کرد، اما تئاتر را فقط باید در سالن های نمایش به تماشا  نشست.

در اکثر کشورهای صاحب هنر، تئاترنزد مردم و مسؤولان از جایگاه والایی برخوردار است.

تئاتردر اغلب این ممالک مخاطب خاص خود را دارد، مخاطبانی آگاه که همواره سالن های نمایش را رونق می دهند.

اکثر کارشناسان هنر نمایش و مسوولان سالن های تئاتر، برنامه های خود را بر اساس مخاطبان واقعی تئاتر تنظیم می کنند، نه تماشاگران مقطعی.

تماشاگران غیرحرفه‌ای، گاهی به خاطر تفنن و گاهی برای دیدن بازیگری مشهور روی صحنه تئاتر به سالن های نمایش می آیند، برای همین نمی توان روی آنان  حسابی باز کرد.

تئاتر و مخاطب واقعی

 

این که مردم عادی نیز به سالن های نمایش بیایند، امری است خوشایند و دلگرم کننده، اما فاکتور تعیین کننده ای برای رونق تئاترنیست، زیرا آنان جزو خانواده تئاتر محسوب نمی شوند.

مخاطبان واقعی و همیشگی تئاتر، خود منتقدانی دلسوز و ریزبین هستند که به پیشرفت این هنر اصیل کمک شایان کرده و می کنند.

کارگردان، بازیگران و دیگر عوامل نمایش، این گونه مخاطبان را از خود دانسته و در کنار آنان احساس امنیت و غرور می کنند.

مخاطبان واقعی تئاتر، محرم گروه های نمایشی هستند و از آنان حمایت می کنند.

برای همین اگر در جریان یک نمایش اتفاق ناخوشایندی رخ دهد، این گونه تماشاگران چنین موضوعی را هرگز به خارج از سالن های نمایش منتقل نمی کنند،

شاید این محتوا را نیز دوست داشته باشید

اما تماشاچیان غیر حرفه ای کوچک ترین مشکلی را با آب و تاب در جامعه پخش می کنند و خواسته و ناخواسته به هنر تئاتر ضربه می زنند.

در گذشته ای نه چندان دور، سالن های نمایش ایران، پر بود از مخاطبان حرفه ای تئاتر، اما امروزه تعداد آنان به شدت کاهش یافته است.

برای همین تئاتر همواره در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات ریز و درشت است. بدون وجود مخاطب حرفه ای، به آینده تئاترنمی توان خوشبین بود.

دوره پر شکوه تئاتر

 

در دهه ۶۰ با وجود مشکلات عدیده در کشور، تئاتر ایران دوره پر شکوهی داشت، اما در دهه های ۷۰ ، ۸۰ و ۹۰پایه های بارگاه پر شکوهش به لرزه درآمد و بخشی از آن نیز فروریخت.

مدیرانی که در این دو دهه بر مسند مرکز هنرهای نمایشی تکیه زدند، با برنامه های غلط ضربه های هولناکی بر پیکر نحیف تئاتر زدند.

متاسفانه اکثر این مدیران با تئاتر اصیل آشنایی نداشتند، برای همین سعی آنان بر این بوده و هست تا تماشاچی را با هر ترفندی که شده به سالن های نمایش بیاورند، از حضور بازیگران سینما گرفته تا اجرای نمایش های آنچنانی!

با این برنامه ریزی های غیر حرفه ای، سیستم تئاتر کشور به هم ریخت و یک آشفتگی و بی کلاسی بر آن مستولی شد.

سالن هالی محدود نمایش، لااقل در تهران، هر کدام ویژگی خاص خود را داشتند و نمایش های مخصوص خود را روی صحنه می بردند،

اما امروزه این سیستم به کلی منسوخ شده و هر نمایش، در هر سالنی اجازه اجرا می‌یابد.

تماشاگران مقطعی، نه تنها باعث رونق تئاتر نشدند، بلکه ابهت آن را نیز از بین بردند.

با این سیاست های نابجا، نمایش ها هر روز ضعیف و ضعیف تر شدند و امروز کمتر نمایش با ارزشی که قابل دیدن مخاطبان واقعی تئاتر باشد روی صحنه می رود.

به جرات می توان گفت، هر طرح و برنامه ای که برای پیشرفت تئاترتنظیم شود، بدون در نظر گرفتن مخاطبان حرفه ای و واقعی راه به جایی نخواهد برد.

حیات و پیشرفت تئاتر ایران در گرو این مخاطبان است، آنان را با اجرای نمایش های خوب دوباره به سالن های نمایش بکشانید.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده − 10 =