آیاس پنامبرا 1969 اثر رابین اسلوان | معرفی کتاب

غزل قربانپور

آیاس پنامبرا ۱۹۶۹ داستان مردی است که به فرمان کارفرمایش در پی جستجوی کتاب نایاب هنر ثروت اندوزی «تکنه تیکون» راهی سانفراسیسکو می‌شود؛ اما در می‌یابد این کتاب در کتابفروشی‌های سطح شهر یافت نمی‌شود و به کمک مسئولان کتابفروشی شبانه روزی در تونلهای زیرین شهر کتاب را می‌یابد.

اسم آیاس که عمدا برای قهرمان داستان انتخاب شده است یادآورد شخصیت “آیاس” در “جنگ تروا”ست که ضمن داستان به این شباهت اشاره نیز می‌شود.
«مو» تکرار می‌کند:

“آیاس!”

سراپایش را ورانداز می‌کند.

“حتماوالدینت انتظارات زیادی ازت داشتن.”

جستجو برای پیدا کردن کتاب نایاب محوریت داستان را تشکیل می‌دهد اما آنچه از لا به لای سطور داستان دریافت می‌شود نقش پررنگ و انکار ناپذیر علوم رایانه در قرن بیست و یک است.
در این داستان با شخصیت‌های محدودی مواجهیم که این محدودیت قائل شدن باعث می‌شود شخصیتهای اصلی و نقش‌هایشان بیشتر و بهتر به چشم بیاید.

«آیاس» قهرمان داستان،از هوش مبارزاتی بالایی برخوردار است ولی درست برعکس شخصیت “آیاس در ایلیاد” که از هیچ خدایی برای نبردهایش کمک نگرفت، در همان اولین نبرد دست یاری را به سوی سایر شخصیتها دراز میکند و این تفاوت دنیای باستان با جهان بهم پیوسته امروز است.

اما در پایان داستان خواهیم دید درست وقتی به خواسته اش دست پیدا میکند به آن پشت پا میزند, مانند شخصیت آیاس در ایلیاد.

“آیاس مورد خشم الهه عقل و خرد آتنا قرار گرفت و توسط او به طور موقت دیوانه گشت و گوسفندان را که فکر می‌کرد نگهبانان یونانی هستند کشت. پس از مدتی آتنا او را به حالت عادی برگرداند، زمانی که به خود آمد، غرق به خون بود و از شرمساری خود را با شمشیری که از هکتور هدیه گرفته بود، کشت.”
شخصیتی چون «کلود» نماد آینده است زیرا سلطه رایانه‌ها را در قرن بیست و یک نشان می‌دهد.شاید بتوان کلود را «آشیل» داستان خواند چون حضور و غیبتهای تاثیرگذاری در داستان دارد.

آیاس پنامبرا
آیاس پنامبرا


«مو»نماد عرفان شرقی و «مارکوس» نماینده عقل و دانش جهان غرب است.در نهایت برای دستیابی به هنر ثروت اندوزی هر چهار نفر باید دست به دست هم بدهند.
این جستجو و یافتن شاید همان جنگ و پیروزی در «تروا» باشد.


توسعه شهرها،اینترنت،هوشمندسازی و سایر عناصر مدرنیته از مواردی هستند که در این داستان مورد بررسی قرار میگیرند اما آنچه در داستان بسیار نمود پیدا میکند اهمیت پیش بینی‌هایی است که در آن کتاب خاص نایاب آورده شده اند،نحوه جستجو در اثنای داستان خواننده را به یاد فیلمهای‌هالیوودی ای می‌اندازد که در باب پیش بینی آخر دنیا ساخته میشوند و در این سالها مورد استقبال فراوان قرار گرفته اند.


شاید به همین علت است که از روی کتاب «آیاس پنامبرا» فیلمی‌نیز ساخته شده است.
در نهایت با پیدا شدن کتاب و تحویل آن به کارفرما،خواهیم دید آیاس مورد تشویق و ترفیع قرار خواهد گرفت، اما کتاب «تیکون» ذهن آیاس را از دنیای مادی فراتر برده است،قهرمان داستان دیگر به دنبال ارتقای شغلی نیست او هدف غایی خود را در پناه کتابی که به جستجوی آن رفته است پیدا کرده.
«به آرامی‌بشتاب» رمز شبی است که برای حفر تونل و پیدا کردن کشتی غرق شده مورد استفاده قرار گرفته است و این همان رمزی است که در قهرمان در کشاکش جستجو به آن دست می‌یابد.شاید تمام آنچه که نوسینده می‌خواهد منتقل کند همین سخن امپراطور آگوستوس باشد.مفهومی‌که در عین ضدیت درسی می‌آموزد:

کار را بدون تاخیر انجام بده ولی جانب احتیاط را رها مکن.”

«زمان را فراموش می‌کند…شاید آنی به خودش بیاید و ببیند ده سال گذشته شاید هم پنجاه سال.از این فکر‌خنده اش می‌گیرد و در ذهنش محاسبه میکند.باهر رکاب سالها را می‌شمارد:۲۰۱۷-۲۰۱۸-۲۰۱۹…این شهر در قرن بیست و یکم چه سکلی‌خواهد بود؟»

سرعت گذر زمان در عصر مدرنیته را شاید بتوان تنها با کتابها کنترل کرد یا با لذت بردن از یک «ایدهٔ پوچ».

کتاب آیاس پنامبرا ۱۹۶۹ نوشته «رابین اسلوان» در سال ۱۳۹۶ با ترجمه روان «سید سعید کلاتی» در انتشارات هیرمند به چاپ رسیده است.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.