رابین هود باشید،نه پرنس جان آقای وزیر از هنرمندان دفاع کنید،نه مال اندوزان

آقای وزیر ارشاد از هنرمندان دفاع کنید،نه مال اندوزان| هنرمندان واقعی و اهالی قلم راستین،همواره در جوامع بشری، از آغاز تمدن تا امروز از احترام خاصی بین مردم برخوردار بوده و هستند. همیشه نیز حساب هنرفروشان و قلم بمزدان را از صف آنان جدا کرده و می‌کنند.
کسب درآمد از راه هنر با هنرفروشی بسیار متفاوت است، همان گونه که گرفتن حق نوشتن با قلم فروشی فرق دارد. بنابر این، نباید این دو مهم با یکدیگر اشتباه گرفته شود.
برخی در عالم هنر و عرصه نویسندگی وجود داشته و دارند که هنر و قلم برای شان وسیله ای است برای کسب درآمدهای آنچنانی و ارزشی نیز برای هنر واقعی و قلم راستین قائل نیستند.

این گروه مال اندوز هستند و برای کسب مال بیشتر،برای شان هدف وسیله را توجیه می‌کند.آنان با وجود داشتن درآمدهای نجومی،با هر ترفند و لطایف الحیلی از جمله حمایت برخی از دولتمردان و مدیران ریز و درشت دولتی ،همواره سعی داشته و دارند که از دادن مالیات طفره بروند که می‌روند.متاسفانه برخی از وزیران،وکیلان و مدیران دولتی نیز دانسته یا ندانسته به آنان کمک می‌کنند.
دادن مالیات در تمام جهان معمول و مرسوم است،خواه عادلانه باشد یا ناعادلانه.در کشورهای پیشرفته با برنامه ریزی‌های کارشناسی شده و دقت زیاد،قوانین و مقرراتی را وضع کرده اند تا کسی نتواند از دادن مالیات فرار کند،اگر هم چنین اتفاقی رخ داد،مجازات‌های سنگینی را برای فرار کنندگان مالیاتی در نظر گرفته اند.


متاسفانه در کشور ایران این گونه نیست،آنانی که حقوق دولتی می‌گیرند هر ماه مالیات از حقوق شان کم می‌شود،اما برخی از دارندگان درآمدهای نجومی‌و متمولان، با حیله‌های مختلف یا مالیات نمی‌پردازند و یا با کمک دوستان از حجم آن می‌کاهند!
در ممالک پیشرفته هنرمندان و نویسندگان نیز درآمدشان شامل مالیات است که از آنان اخذ می‌شود،منتها بسیار عادلانه.مطمئنا مالیات آنانی که درآمد کلان دارند با دیگرانی که چنین نیستند فرق عمده دارد.بعضی نیز به خاطر نداشتن درآمد مناسب از دادن مالیات معاف می‌شوند.یعنی اینکه خشک و تر را با هم نمی‌سوزانند.
هنرمندان در آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته،مناسب با درآمدشان و با رعایت شروط لازم مالیات‌های سنگینی پرداخت می‌کنند که گاهی نصف درآمدشان یا بیشتر از آن است.به عنوان مثال بازیگری 20 میلیون دلار دستمزد می‌گیرد،حدود 10 میلیون آن شامل مالیات می‌شود،اما برای بازیگرانی که دستمزد کم دارند و فقط کفاف معاش شان را می‌کند این گونه نیست.فوتبالیست‌ها و ورزشکاران پردرآمد نیز مالیات سنگینی پرداخت می‌کنند.
کشور ایران گویی سیاره ای دیگر است و با کل جهان متفاوت.هیچ کس دوست ندارد مالیات بدهد،اما دلش می‌خواهد همواره ثروت نجومی‌داشته باشد.
بعضی از کسانی که برای کسب درآمد در عرصه‌های هنر مانند:سینما،تئاتر،موسیقی و هنرهای تجسمی‌فعالیت می‌کنند، با وجود داشتن درآمدهای آنچنانی از دادن مالیات طفره می‌روند،متاسفانه برخی از وزرا،وکلا و مدیران دولتی نیز برای کسب وجهه با آنان همراه می‌شوند!
در تمام عرصه‌های هنری کشور،افرادی هستند که درآمدشان به زور کفاف معاش زندگی شان را می‌دهد و یا اصلا مکفی نیست،عدالت حکم می‌کند از این عده که بسیار هم در جامعه زیاد هستند مالیات گرفته نشود و یا در صورت لزوم از راه‌های مختلف به آنان کمک نیز بشود تا به مضیقه نیفتند.
متاسفانه عده قلیلی نیز در این عرصه فعال هستند که تنها به کسب درآمد سیری ناپذیر فکر می‌کنند،در حقیقت دلالانی هستند که به سینه هنر چسبیده و می‌خواهند تا قطره آخر شیرش را چون زالو بمکند که می‌مکند!آیا عدالت حکم می‌کند که از این گروه مال اندوز نیز مالیات گرفته نشود؟!
متنی با عنوان «پیش‌نویس لایحه اصلاح برخی قوانین و مقررات مالیاتی» منتشر شد که حاوی سرفصل‌های پیشنهادی سازمان امور مالیاتی برای تحقق اهداف مرتبط با «اقتصاد مقاومتی» در حوزه‌های خرد و کلان است. یکی از این پیشنهادات لغو معافیت مالیاتی کلیه فعالیت‌های فرهنگی-هنری در حوزه‌هایی چون انتشارات، تئاتر، سینما و موسیقی (مشمول مالیات با ضریب ۲۵ درصد) است که پیش‌تر در قانون لحاظ شده بود.
این پیش نویس، دوباره مال اندوزان و دلالان عرصه هنر را به تکاپو انداخت تا با جنجال سازی و مظلوم نمایی،پیش از آنکه به مجلس برود آن را لغو کنند.
وزیر ارشاد اسلامی‌نیز برای کسبه وجهه و رضایت مال اندوزان و سوءاستفاده کنندگان از هنر،بدون فوت وقت نامه‌‌هایی جداگانه به معاون اول رییس جمهور، رییس دفتر رییس جمهور و وزیر امور اقتصادی و دارایی نوشت و خواستار استمرار معافیت مالیاتی اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه شد.

نامه ی سرگشاده انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر
نامه ی سرگشاده انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر

آقای وزیر ارشاد ، چرا گز نکرده می‌برید و می‌دوزید؟! شما وزیر ارشاد این مملکت هستید که قدمت تاریخی اش به آغاز تاریخ می‌رسد.آیا شما نیز مانند دیگران باید تابع جو شده و با مشاوره اشتباه مشاوران و دوستان تان و کمی‌سر و صدای رسانه ای سریع واکنش نشان دهید؟
چرا وقتی پای مال اندوزان و دلالان عرصه هنر در میان است،سریع اعلام موضع کرده و نامه نگاری می‌کنید،اما هرگز برای قشر ضعیف و شریف عرصه هنر قدمی‌برنداشته و بر نمی‌دارید؟
شما نمی‌دانید که در عرصه هنر ایران زمین،از سینما گرفته تا موسیقی،عده ای هنرمند در بدترین شرایط زندگی کرده و حتی توان پرداخت اجاره خانه محقر و خرج یومیه خانواده شان را ندارند؟عده ای از این هنرمندانی که حق شان پایمال شده،از شدت ضعف ،حتی توان ندارند دست شان را بالا بیاورند تا با نواختن سیلی صورت شان را سرخ کنند!شما کجایید جناب وزیر؟!
گروه کثیری از سینماگران،از بازیگر گرفته تا عوامل فنی در بیکاری و نداری مطلق دست و پا می‌زنند،قوت لایموت نیز ندارند تا در دهان گرسنه خود و خانواده شان بگذارند،چرا برای این قشر سینه سپر نمی‌کنید؟
در بین اهالی هنر و رسانه هستند کسانی که با وجود سال‌ها هنرمندی و قلم زدن،نه حقوق بازنشستگی دارند و نه حتی بیمه ای که برای درمان از آن استفاده کنند.حقوق این افراد توسط کسانی که شما از آنان حمایت بی چون و چرا می‌کنید پایمال شده،چرا این افراد را شناسایی نکرده و برای شان نامه نگاری نمی‌کنید تا مشکلات شان حل شود؟!
در همین سینما و تئاتر ایران،تعداد زیادی از هنرمندان در نداری و بیماری به سر بردند و مردند،امروز نیز بسیار در خطر مرگ و فقر قرار دارند،اما شما به دیدار هیچ کدام نرفته و نمی‌روید،چرا؟اما وقتی شخص متمولی در عرصه هنر کوچک ترین ناراحتی ای برایش پیش می‌آید فوری شال و کلاه می‌کنید!آقای وزیر ارشاد ، چرا دلالانی که در مجالس حراج فروش آثار هنری جولان می‌دهند و میلیارد میلیارد پولی که شائبه پولشویی نیز دارند را در کسری از ثانیه جابجا می‌کنند نباید مالیات دهند؟چون شما مهمان خاص این حراج‌ها بوده اید؟!
چرا تهیه کنندگان، بازیگران و کارگردانانی که درآمد فوق میلیاردی دارند باید از دادن مالیات معاف شوند،اما کارمند بیچاره ای که دخلش با خرجش نمی‌خواند مالیات پرداخت کند؟
بسیاری از بازیگران،تهیه کنندگان،کارگردانان و دیگر عوامل سینما، درآمد ریالی هم ندارند چه رسد به میلیاردی، آقای وزیر چرا از این افراد دفاع نکرده و برای شان گریبان نمی‌درید؟!
چرا کسانی که در این دوران رکود و افول تئاتر ایران، نمایش لاکچری راه می‌اندازند و درآمد میلیاردی دارند نباید گوشه ای از آن را به عنوان مالیات پرداخت کنند؟
اکثر اهالی تئاتر ایران در فقر به سر می‌برند و حتی موقعیت پیدا نمی‌کنند روی صحنه بروند و هنرنمایی کنند.برخی آن قدر در این حسرت ماندند تا مردند!

تئاتر بینوایان
تئاتر بینوایان

این تئاتری‌های شریف و ضعیف شایسته حمایت هستند یا لاکچری بازان زورمدار؟!
عده ای در عرصه موسیقی،آنچنان کسب درآمد داشته اند که با محافظ شخصی جابجا شده و پول‌های شان را با تریلی حمل می‌کنند،واقعا از نظر شما باید از پرداخت مالیات معاف باشند؟!
موسیقیدانان و هنرمندان شریف و توانایی در عرصه موسیقی ایران زمین وجود دارند که از شدت ضعف نداری و بیماری، توان ندارند سازشان را در دست گرفته و بنوازند یا دهان شان را باز کنند و بخوانند! آقای وزیر محترم ارشاد، چرا برای بهبود اوضاع این هنرمندان قلم در دست نمی‌گیرید و نامه نگاری نمی‌کنید؟چرا زمین و زمان را بهم نمی‌ریزید؟!
شما به عنوان وزیر ارشاد چه مسوولیتی دارید؟حمایت از زورمداران و امپراطوران عرصه هنر یا اهالی شریف و هنرمندان واقعی این ارض و بوم؟اگر در قبال هنرمندان واقعی که بسیاری در حال حاضر جزو قشر ضعیف جامعه محسوب می‌شوند،خود را مسوول می‌دانید،چرا از اتاق گرم و نرم خویش بیرون نمی‌آیید و به کمک هنرمندان اصیل نمی‌شتابید؟
چرا حتی یک جلسه نیز با هنرمندان واقعی و اهالی رسانه شریف و مستقل ایران نداشته اید تا حرف دل شان را بشنوید؟این افراد توانسته و می‌توانند بهترین راهکارها را برای پیشرفت هنر این سرزمین بدهند،چرا آنان را مشاور خود نمی‌گیرید تا مشکلات را حل کنند؟
تمام جلساتی که شما با برخی از به اصطلاح هنرمندان گذاشته اید،کسانی بوده اند که یا مسوولیت داشته اند یا از متمولان عرصه هنر بوده.هرگز دیده نشده که اهالی واقعی و اصیل هنر و رسانه نیز در این جلسات حضور داشته باشند!
آقای وزیر ارشاد ،شما به عنوان متمول اصلی فرهنگ و هنر این مملکت وظیفه دارید تا نخست سره را از ناسره در این عرصه جدا سازید.می‌توانید افراد متمول و سرمایه داران کلان عرصه هنر را شناسایی کرده و برای پرداخت مالیات معرفی کنید. از دولت نیز درخواست کنید که این مالیات گرفته شده فقط و فقط برای حمایت و کمک به اقشار ضعیف و شریف جامعه هنری صرف شود.
عادلانه این است که از صاحبان درآمدهای میلیاردی در عرصه هنر مالیات اخذ شود،حتی قشر متوسط نیز از دادن مالیات باید معاف شوند. آقای وزیر برای رفع مشکلات و گرفتاری اکثر اهل هنر و رسانه باید امروز مانند رابین هود عمل کنید تا عدالت برقرار شود، نه مانند پرنس جان!

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.