آبروانی رفت | تغییر دیر هنگام بانوی بی برنامه

آبروانی رفت |تغییر دیر هنگام بانوی بی برنامه*

عباد رستگار

ناگفته پیدا و پر واضح است که امروزه یکی از مهمترین شاخصه های پیشرفت در همه عرصه ها،از کارزار اقتصاد و سیاست گرفته تا صحنه بی بدیل فرهنگ و هنر که از آن به کارزار جنگ نرم تعبیر می شود، مدیریت است.
به عنوان یک دانشجوی علوم ارتباطات همان ترم اول از استادان شنیدم که مدیریت رسانه را شاخص هایی باید، که البته پس از  سالها  کار در رسانه رادیو به آنها واقف بودم، اما مع الأسف هرچه جستجو کردم در مدیران ارشد رسانه که از قضا توسط جناب سرافراز منصوب شده بودند ،اثری از هیچ یک نیافتم. شاهد مدعا، انتصابات اقای دکتر علی عسگری در قامت ریاست جدید بود که همه معاونان و مدیران منصوب اقای سرافراز را برکنار کردند به گونه ای که ظنّ تعویض همکاران خدمات هم می رفت، اما با تحیّر و تعجب شاهد بودیم که یکی از این میان جان سالم که نه؛ میز سالم به در برد؛ سخن از بانو « نسرین آبروانی » است که از قضا هر چه در مداهنه و بازی با الفاظ استاد بود، در مدیریت انبانی تهی داشت.

او در گوشه ای دنج به نام رادیو پیام به مدیریتی سرهنگی ،نه فرهنگی مشغول بود و با این بضاعت ناچیز مدیریت و به همت و حمایت «محمد جهانی»، در منصب مدیریت ریشه دواند و بر کرسی معاونت رادیو تکیه زد. رادیویی که زمانی بزرگانی چون «مهدی اخوان ثالث» بر تکست آن قلم می راندند و صدای انقلابی بودنش از دهان «شهید محلاتی» طنین انداخت، اینک به عرصه تاخت و تاز و عقده گشایی دوستان با عده ای خاک خورده و بار کشیده رادیو تبدیل شد. آنچه که امروز نه با قدم زدن در راهروهای رادیو که تنها با گوش دادن به ده دقیقه از برنامه های رادیو ایران (به عنوان صدای ملی) حاصل این خط مشی ناصواب را می توان دید.

برای مثال میان برنامه های صفحه من که به بهانه ارتباط با مخاطب و گره گشایی برای او تهیه می شوند اما شأن شبکه سراسری صدا را با آموزش نحوه باز کردن سیفون سینک ظرفشویی قبل از برنامه ی سرمشق (بیانات رهبر انقلاب پیش  از ساعت ۸ صبح ) در یکی از روزهای پایان شهریور، تنزّل می دهد و هر چه از پیشکسوتان آموخته ایم و به یاد داریم را  به باد سخره و استهزاء می گیرد .
نسرین آبروانی معتقد بود هیچ نامه نظارتی برای هیچ برنامه ای نباید بیاید،حال آنکه دیکته ننوشته بی غلط است؛ و رادیو که به تعبیر رهبر معظم همچنان رسانه تأثیرگذاری است،با گفتن از دردهای مردم و البته رعایت انصاف و حرفه ای گری رسانه ای ،طی ۴۰ سال گذشته شنونده را حفظ کرده و همواره در خدمت نظام درخشیده.
بر کرسی معاونت این رادیو مردانی چون «حسن خجسته» تکیه زده بودند که اگر صدای انتقادی از جایی شنیده می شد ،سینه سپر می کردند در دفاع از نیروهایی که برادریشان به نظام ثابت شده بود، نه اینکه چون نسرین آبروانی خود نخستین چوب به دستی باشند که نیروی انسانی یا به زعم ایشان خاطی را می نوازند تا مبادا پایه های میز غصبیشان به لرزه بیفتد، و چنین شد که دانید و دانیم.
طی قریب به ۳سال معاونت نسرین آبروانی در رادیو نه تنها شأن رادیو تعالی نیافت که به چنان حضیضی گرفتار آمد که شرح آن در این مجال ممکن نیست. استفاده از اقوام و رابطه به جای ضابطه هم در این سه سال بیشتر از هر وقت دیگری در رادیو بروز پیدا کرد و کسانی با اندک معلومات در رادیو به مراتب بالا رسیدند.
به هر تقدیر دلخوشیم که جلوی ضرر را از هر کجا بگیریم ،منفعت است،امیدواریم درمحیطی که سوادرسانه ای  و تجربه ی رادیویی حرف اول را می زند دیگر شاهد تکیه بانویی با لیسانس ادبیات و وسعت دیدی اندک بر کرسی هدایت رادیوی هنوز دوست داشتنی  نباشیم؛ آن هم بدون برنامه ریزی و مدیریت کارامد.


  • این نوشته از جمله مطالب ارسالی کاربران محترم می باشد و انتشار آن به معنای موضع رسمی هنرلند نیست.
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 × 2 =